پایه ششم ابتدایی

روش درس خواندن

پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۳ ب.ظ

1ـ همیشه تکالیف خود را در یک دفترچه ی مخصوص یادداشت کنید یا طرح یادداشت همراه کتاب را اجرا نمایید. 
2ـ محیط آرام را انتخاب کنید و همیشه در یک مکان ثابت مطالعه کنید. و محیط از نظر نور و گرما مناسب باشد.    
3ـ زمان و مکان و مدت مطالعه در طول روز مشخص باشد. و مدت زمانی را که برای  مطالعه یک کتاب صرف می کنید، با مداد در بالای صفحه بنویسید. 
4ـ  از خم شدن روی کتاب و دفتر خود داری کنید. 
5 ـ مطالعه و مرور را قبل از امتحان انجام دهید نه شب امتحان. 
6 ـ مطالعه ی مداوم باعث خستگی می شود پس اندکی هم استراحت لازم است. 
7ـ درس هر روز را همان روز بخوانید و تکالیف و تمرین های آن را همان روز بنویسید و جواب دهید. (رمز اصلی موفقیت در درس و مدرسه) 
8ـ رمز شاگرد اول شدن:   علاوه بر انجام نکته ی بالا، باید که همیشه یک درس از معلم جلوتر باشید. 
9ـ زیر مطالب مهم، هنگام مطالعه خط بکشید یا علامت پرانتز بگذارید و یا مطالب مهم را در برگه یا دفتری یادداشت نمایید.    
10ـ  در طول امتحانات به اندازه ی کافی استراحت کنید. غذای مناسب بخورید و از بیدار خوابی بپرهیزید. 
11ـ در هر درسی آن چه را که خود، خوب یاد گرفته اید به دیگران یاد بدهید تا هم پی به اشکال های خود ببرید و هم آن مطلب را خوب یاد بگیرید و فراموش نکنید که پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است. 
12ـ ورقه های امتحانی خود را دور نریزید و شب های امتحان آن ها را مرور کرده و اشتباه های خود را اصلاح نمایید و خوب یاد بگیرید. 
13 ـ توجه به محتوای کتاب و مطالب دفتر و نوشته های جنبی، در آمادگی برای امتحان موثر است. 
14 ـ در جلسه ی امتحان، پس از دریافت برگه، ابتدا نگاهی کلی به همه ی سوال ها نمایید و بعد شروع به پاسخ دادن کنید و از همه مهم تر این که اول سوال هایی را پاسخ دهید، که جواب آن ها را می دانید و راحت تر است. 
15ـ اعتماد به نفس و آرامش نقش مهمی در موفقیت دارد. 
16ـ اگر بخواهید بهترین مطالب را از کتاب به دست بیاورید، لازم است یک ربع ساعت را در خواندن و سه ربع ساعت را در درک کردن و سه ربع دیگر ساعت را به فکر کردن در اطراف آن چه خوانده شده است، صرف کنید. 
17ـ قبل از مطالعه وضو بگیرید، نیت کنیدکه می خواهید درس فارسی یا عربی یا هر درس دیگر بخوانید و درس را با نام و یاد خدا شروع کنید. 
18- برای یادگیری فرمول ها و نکات مهم می توانید از روش (( نبین و از بر کن )) استفاده کنید. به این صورت که ابتدا آن فرمول یا نکته‌ی مهم یا عبارتی را که می  خواهید از بر کنید. در برگه ای نوشته به مدت یک تا دو دقیقه به آن خوب نگاه کنید. سپس چشم های خود را بسته و با دست های خالی (بدون خود کار و مداد ) چهار مرتبه از آن روی هوا بنویسید. با این روش، همه ی مطالب به طور مستقیم وارد حافظه‌ی بلند مدت شما شده و خیلی دیر فراموش می کنید. (در روز های بعد اگر آن مطالب به یاد شما آمد آن ها را همان طور که گفته شد، تمرین و تکرار کنید تا برای همیشه ثبت شود و هرگز فراموش نکنید. )
19- برنامه‌ی درسی شبکه‌ی آموزشی تلویزیون را پیدا و بررسی کنید و ببینید که درس‌های مورد نظر شما را در چه روزها و ساعت‌هایی پخش می‌کند. آن را خوب نگاه کنید. بدون شک مفید فایده واقع خواهد شد. (کلاس خصوصی رایگان ). و فهرست برنامه ها ی شبکه ی آموزش را، در شبکه ی پیام نما، صفحه ی 847بیابید. 
20ـ آخرین و مهمترین نکته در یادگیری علم و دانش این که : خدا را هرگز فراموش نکنید و هر کاری را که می خواهید آغاز کنید با نام و یاد خدا باشد و خداوند شما را در ادامة راه یادگیری بهتر یاری می کند. خدای را نیز شکر و سپاس گزار باشید چرا که : شکر نعمت، نعمتت افزون کند با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما خوبان و باقی بقایتان

  • سانیا احدی

گیف

سه شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۴۳ ب.ظ

اگه گیف میخواین به ایمیلم پیام بدید و مدلشو برام توضیح بدید براتون درست می کنمsetayeshrezaee3@gmail.com

  • سانیا احدی

روش تدریس درس

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۰ ب.ظ


حضرت علی‌(ع):

علم توأم با عمل است آن که عمل کرد علم می‌داند. علم از عمل دعوت می‌کند اگر پاسخ شنید پا برجای می‌ماند و گرنه رخت بر می‌بندد.

              امروزه آموختن علوم تجربی همچون سوادآموزی و حساب کردن امری اساسی و ضروری است که با زندگی روزمره ی ما در ارتباط است و با پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است،‌چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعاً در حال تغییر است و وی باید قادر باشد خود را دایم با آن تغییرات هماهنگ سازد. گفته اند که در 20 سال دیگر سرعت رشد اطلاعات آن قدر سریع است که کمتر از 75 روز میزان اطلاعات و دانش بشر دو برابر می شود و بنابراین آنچه مهم است یادگیری شیوه کسب اطلاعات و به روز کردن و پردازش آنهاست و نه کسب اطلاعات به مثابه یک بسته ی دانشی. به این دلیل فراگیری علوم تجربی دو جنبه ی مثبت دارد. هم فرایند است و هم فراورده.

          فرایند علوم: روش یافتن اطلاعات،‌آزمایش نظریات و توضیح و تفسیر آن هاست.«از دو گلدان کاملاً مشابه ، یک گلدان را در جای کم نور و دیگری را در جای پر نور می گذارم به اندازه ای هم آب می دهم تا ببینم آیا واقعاً میزان تابش نور بر رشد گیاه اثر دارد؟»

          فراورده ی علوم: نیز آراء و عقایدی است که می تواند در تجارب آتی به کار گرفته شود. این که می گوییم        «می تواند» به این معنی است که آموزش علوم فقط زمانی فواید بالا را دارد که مراحل صحیح و مناسب خود را طی کند و گرنه هیچ تضمینی برای دستیابی به آن ها نیست. و چون این دو،‌ یعنی فرایند علوم و فراورده ی علوم شدیداً به یکدیگر وابسته اند، بسط و پرورش آن ها نیز باید همراه هم تحقق پذیرد.

             مثلاً آموزش مفهوم «گرما باعث افزایش حجم مواد می شود.» یک (فراورده ی علم)، باید از طریق مسیر مناسب و انجام فعالیت مناسب ، (فرایند علم) ، طی شود تا آموزش به واقع اتفاق افتد. قبل از توجه به این مورد، به دو نکته ی مهم دیگر که بر اهمیت آموزش علوم تاکید دارد می پردازیم. اول این که چه ما علوم را به کودکان آموزش دهیم،‌چه ندهیم، آنان، خود، از اولین سال های کودکیشان، عقاید و نظریاتی در باره ی دنیای اطراف خود کسب می کنند. مثلاً بسیاری معتقدند«اگر در کتری را ببندید، آب در دمای کم تری می جوشد» ، یا «جریان الکتریسیته زمانی که سیم ها تاب نخورده بیشتر است» و بسیاری تصورات غلط دیگر که بر تصورات کودکان در مورد تجاربشان اثر می گذارد. مسئله ی دیگر این که اگر کودکان به خود گذاشته شوند با تصوراتشان عقاید خلق می کنند که بیشتر غیرعلمی اند؛ مثلاً «برای به حرکت درآوردن اجسام نیرو لازم است حال آن که برای متوقف ساختن آن ها نیرویی لازم نیست».از آن جا که این عقاید را می شود آزمایش کرد، وظیفه ی آموزش علوم این است که به کودکان اولاً علاقه مندی و ثانیاً مهارت کافی برای انجام این آزمایش ها داده شود. انجام آزمایش ها نه تنها باعث اصلاح عقاید آن ها می شود،‌ بلکه به آنان می آموزد که در علوم تجربی نسبت به آنچه «حقیقت» نامیده می شود شک کنند مگر آن که صحت آن را از طریق آزمایش تجربه کنند.

تعریف روش :

          روش در مقابل واژه ی لاتینی «متد » به کار می رود ، وواژه ی متد در فرهنگ فارسی « معین » و فرهنگ انگلیسی به فارسی «آریانپور »به :روش ، شیوه ،راه ،طریقه ، طرز ، اسلوب معنی شده است . به طور کلی «راه انجام دادن هر کاری » را روش گویند .روش تدریس نیز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد .

تعریف تدریس :

          « تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم ،برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد . تدریس مفاهیم مختلف مانند نگرشها ، گرایشها ،باورها ، عادتها و شیوه های رفتار وبه طور کلی انواع تغییراتی راکه می خواهیم در شاگردان ایجاد کنیم، دربر می گیرد .» (میرزا محمدی ،ص 17 ، 1383)

چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد که عبارتند از :

الف ) وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان 
ب) فعالیت بر اساس اهداف معین واز پیش تعیین شده 
ج ) طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات 
د) ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری . » ( شعبانی ،ص 9 ، 1382)

علوم تجربی :

    مجموعه ای ازدانستنی هاست که ازراه تجربه حسّی و آزمایش، قانون مندی های خود را ثابت می کند .

ماهیت علوم تجربی :

 پایه علوم تجربی ؛شواهد علمی (مشاهدات) است . این مشاهدات از منابع گوناگون و به روش علمی گردآوری می شود از نظر تاریخی نیز ؛ دانش علمی گذشته راباید درمتن تاریخی همان دوره بررسی کرد و نباید آن را با دانش امروزی مقایسه کرد . به زبانی دیگر باید به شرایطی که یک پدیده در آن رخ داده است نگریست . از نظر ارتباط و وابستگی شاخه های علوم با یکدیگر ؛ تمام شاخه های علوم با یکدیگر وابستگی درونی دارند . علوم تجربی در شرایط آزمایشی یکسان به نتایج یکسانی می رسد . این دانش برپایه ی مشاهده یا آزمایش پایه ریزی شده است .علوم تجربی به دنبال پیش بینی یا توضیح مطلق           پدیده ها نیست و ماهیت احتمالی دارد . این دانش ،روش های ویژه ی خود را دارد، دگرگون شونده است و محصول فرهنگ وارتباط انسان هاست .

 

مفاهیم کلیدی علوم تجربی :

      دگرگونی ،  تعامل ،  نظم ،  موجودات زنده ،  ادراک ،  تقارن ،  نیرو ،  کمّی کردن ،  تولید دوباره یافته ها ،  قابلیت پیش بینی ، علّت ومعلول ،  حفظ ونگهداری و بقا ،  ماده وانرژی ،  چرخه ،  مدل ،  دستگاه  ،  میدان و فضا ،  جامعیت ،  احتمال ،  نظریه ،  دقت ،  اصول هستی ،  ثبات ،  مقیاس ،  زمان ومکان (فضا) ،   تکامل .

محتوای علوم تجربی :

     علوم فیزیکی ،  زیستی ، زمین وفضا، علم وفناوری . موضوع علم وفناوری ؛ کاربرد علم در طراحی  و ساخت  ابزارها وحل مشکل است . در دوره های پیش دبستانی وابتدایی ؛ با فراهم کردن فرصت ها برای مشاهده ی ابزارهای ساده مانند چرخ چاه ؛ الاکلنگ ؛ چراغ قوه و ... و نشان دادن چگونگی کار آن ها می توان این مهارت را در آنان پرورش داد . 

 

آنچه در روش تدریس مهم است تاثیری است که دیدگاههای برنامه ریزان درسی در معلم و کتب درسی می گذارند. این دیدگاهها نقش مهمی در روند تدریس معلم دارند. لذا ابتدا نگاه مختصری به این دیدگاهها در برنامه درسی  می اندازیم:

  برنامه ریزی  درسی

 برنامه درسی عبارت است از جهت گیری اساسی در باره ی یاددهی – یادگیری و ابعاد گوناگون نظری وعملی آن. این جهت گیری ها در روند آموزش تاثیر گذار هستند.مثلا:

تلقی نسبت به یادگیرنده: یک برنامه یادگیرنده را عنصری فعال در نظر می گیرد و دیگری دانش آموز را در وضعیت منفعل تری قرار میدهد.

نقش معلم: در برنامه ها و دیدگاههای مختلف متفاوت  است. در برخی دیدگاهها معلم نقش فرمایشی و تصمیم گیرنده ایفا می کند در حالی که در گروهی دیگر نقش معلم به تسهیل کننده یادگیری نزدیکتر است.

تلقی نسبت به سنجش آموخته ها: روش های سنجش نیز با توجه به دیدگاههای گوناگون متفاوت است. برخی دیدگاهها بر آزمون های مبتنی بر معیار تکیه دارند و بعضی دیگر بیشتر از فنون تجربی و تشریح  بهره  می برند.  در این بین معلمان  نیز دیدگاههایی دارند که در نگاه آنان به کودکان و نحوه ی کار کردن  با ایشان تاثیر می گذارد.

برنامه درسی با دیدگاه کاوشگری

        بسیاری از برنامه های درسی منعکس کننده ی استفاده بیش از یک دیدگاه است . در این حالت دیدگاه فرادیدگاه به حساب می آید. یکی از دیدگاههای جدید برنامه درسی که متشکل از چند دیدگاه است دیدگاه کاوشگری می باشد.

        این دیدگاه در سالیان اخیر مهمترین دیدگاه برنامه درسی خصوصا در درس علوم مطرح شده است.این دیدگاه ترکیبی از دیدگاههای فرآیند شناختی، رشدگرا وشهروندمردم سالاری است. توجه این دیدگاه به پرورش مهارتهای کاوشگری است.                 دانش اموزان ومعلمانی که در چارچوب این دیدگاه عمل می کنند دانش اموزان را به شناسائی مسائل، انتخاب راه حل های گوناگون، تجزیه وتحلیل اطلاعات و تصمیم گیری بر می انگیزند.

کاوشگری:

          فرآیند کاوشگری به فعالیتهایی که طی آن دانش آموزان، دانش و درک خود را از ایده های علمی افزایش می دهند و نیز به فهمیدن راههایی که دانشمندان دنیای طبیعی را مطالعه می کنند، گفته می شود.دیویی فرآیند کاوشگری را به عنوان روش تدریس جامع که میتواند در یاددهی- یادگیری همه ی علوم از آن استفاده شود ، مطرح می کند. به  عقیده ی او، در هر یک از مراحل این فرآیند ذهنی، حواس، عواطف و به طور کلی مغز و دست یادگیرنده، به طور فعال به کار گرفته  می شود.

       کاوشگری در علوم به معنای افزایش توانایی،‌در هدایت کاوشگرانه ودرک کاوش علمی است. کاوش علمی کاری است که دانشمندان انجام می‌دهند.  در این  مفهوم  دانش آموزان  در فرآیند آموزش با رویکرد  کاوشگری و یا  فرایند یاددهی- یادگیری باید در فعالیتهای سئوال کردن،‌طراحی،‌هدایت پژوهش، استفاده از ابزار مناسب، فنون جمع‌آوری اطلاعات و ... توانایی لازم را پیدا کنند.  لذا باید دانش آموزان  محتوی علوم را هم زمان با رویکرد کاوشگری( یادگیری مهارتهای تفکر) واز طریق درک و به کارگیری آن بیاموزند.

            در این نوآوری سعی شده است که جهت گیری برنامه درسی  به سمت دانش‌آموز محوری میل کند و بر رشد مهارتهای تفکر تأکید شده است.

        در برنامه درسی علوم بر  اساس کاوشگری برنامه‌ریزان می‌کوشند در کنار مباحث علمی و مهارتهای  تفکر، شرایطی را بیافرینند که دانش‌آموزان را به سوی گرایشها، ارزشها و صفات انسانی مطلوب سوق دهند. در برنامه درسی بر  مبنای کاوشگری فرصتها و تجربه‌های یادگیری به گونه‌ای انتخاب وسازماندهی می شود که دانش‌آموزان به کمک هم کلاسی‌های خود در قالب فعالیتهای دونفره یا گروهی، در فرایند یادگیری شرکت کنند. این تعامل چند جانبه فرصتی را ایجاد می‌کند تا بسیاری از ارزش‌ها وصفات انسانی به طور غیر مستقیم در آن‌ها رشد و گسترش یابد.

      تغییر نگرش در برنامه‌‌ریزی درسی از تدریس به یادگیری ،پاسخی به نیازهای آموزشی نسل جوان امروز و کارآفرینان فردا است. جامعه امروز وفردا به شهروندانی نیاز دارد که بتوانند با تفکر نقاد، تحلیل قضایا، دست یابی به اطلاعات درست و مناسب خلاقیت و اتخاذ  شیوه‌های مؤثر راهبردی به حل و فصل مسائل بپردازند.

یک مثال از آموزش به روش کاوشگری:

         تاریخچه کشف ویتامین ها می تواند دست مایه مناسبی برای ورود به بحث کاوشگری باشد. در این حالت معلم ضمن بیان تاریخچه ای از کار آقای هاپکینز کلاس را به چالش مناسب می کشاند. معلم برای دانش اموزان توضیح می دهد که آقای هاپکینز در اوایل قرن بیستم بچه موشهای یک مادر را در دو گروه قرار داد و دو رژیم غذایی مختلف را برای آنها در نظر گرفت. که در هر دو گروه  مواد غذایی کاملا یکسان بود اما به گروه اول روزانه 3 سانتی مکعب شیر داد وبه گروه دوم شیر نداد.. و روزانه وزن موشهای گروه اول و دوم را ثبت و در یک جدول یادداشت  کرد.

در روز هجدهم  3 سانتی مکعب شیر را به جای گروه اول به گروه دوم داد ونتایج مربوط به وزن آنها را نیز یادداشت کرد.

پس از ثبت نتایج مربوط به هر دو گروه در جدول روی تابلو می توان سئوالات زیر را از دانش اموزان پرسید.

1-     چرا هاپکینز از بچه های یک مادر برای آزمایش استفاده کرد؟

2-      چرا غذای  مورد استفاده برای هردو گروه یکسان بود؟

3-     چرا او به جای دو موش از دو گروه موش استفاده کرد؟

4-     به نظر شما هاپکینز در پی یافتن پاسخ چه سئوالی بود؟

..

..

سپس از دانش اموزان بخواهیم که برای یافتن پاسخها با هم گروههای خود مشورت کنند ویا از کتاب درسی و سایر منابع برای یافتن بهترین پاسخها تلاش کنند.

پس از آن باید جواب تولید شده توسط دانش اموزان را هدایت کرده  و سپس از آنها بخواهیم کارهایی را که برای رسیدن به این جواب انجام دادند ثبت کنند( طرح سئوال- گردآوری اطلاعات- فرضیه سازی و مفهوم سازی) و این کار با هدایت معلم انجام می شود.

           مورد بالا مثال ساده ای از ارائه روند کاوشگری در علوم بود. در زیر  مراحل آموزش علوم در این رویکرد را دو باره مرور می کنیم.

مراحل فرایند کاوشگری:

1-     ارائه مسئله
مسائلی را مطرح کنید که در موقعیتهای واقعی مورد نیاز انسان باشد.  برای پدیده ای، مدل یا الگویی بسازید.

2-     مشاهده

پدیده را در دنیای واقعی مشاهده کنید.  پدیده را شرح دهید.

3-     تحقیق

روش و وسایل مناسبی را برای تحقیق انتخاب کنید.( مشاهده- مصاحیه – پرسش نامه- ازمایش، جست وجوی اطلاعات موجود، تحلیل ریاضی اطلاعات...)  از وسایل اندازه گیری مرسوم و متداول استفاده کند.  نمونه‌ای را طراحی ومتغیرها را کنترل کند.  اطلاعات را جمع‌آوری و ثبت کند.

4-     تجزیه وتحلیل اطلاعات

اطلاعات را بررسی و سپس آنها را شرح دهد.

اطلاعات را تجزیه وتحلیل کند.

مدل ها یا الگوها را با اطلاعات واقعی ارتباط دهید.

روابط میان اطلاعات را تفسیر کند.

5-     برقراری ارتباط

ایده‌ها را توضیح دهد.  سئوالهای جدیدی را مطرح کند.

ویژگیهای برنامه درسی بر مبنای کاوشگری

1-     استفاده از یادگیری فعال( یادگیری مبتنی بر فرآیند کاوشگری)

عبارت است از دانشی که یادگیرنده از راه فعالیت مداوم و تعبیر وتفسیر تجربه های خود به دست می آورد. چون دانش جنبه شخصی دارد افراد مختلف در شرایط به ظاهر یکسان برداشتهای متفاوتی از یک موضوع دارند.  و دانش هیچ کس دقیقا مانند  دانش دیگری نیست. البته این ویژگی مشکلاتی را نیز در خود دارد.

D محدودیت وقت کلاس

D افزایش زمان آماده سازی

Dمشکلات بالقوه استفاده از این روشها در کلاسهای بزرگ

Dکمبود منابع ، تجهیزات و مواد آموزشی

اما  علی رغم مشکلات ذکر شده شاید مهمترین مانع وتنها مانع جدی بر سر راه یادگیری فعال این باشد که معلمان در تلاش برای استفاه از روشهای فعال باید مشکلات احتمالی را بپذیرند. بعضی از  این مشکلات عبارتند از:

D عدم مشارکت دانش آموزان

D استفاده از مهارتهای سطوح بالای تفکر

D یادگیری محتوای لازم وکافی

D از دست دادن کنترل کلاس

Dنداشتن مهارتهای ضروری

Dمورد انتقاد واقع شدن برای استفاده از روشهای غیر متعارف

این روش در طول زمان و همراه با تجربه موفقیت آمیز خواهد بود.

2-     درهم تنیدگی محتوی و روش:

در این روش علوم و به ویژه علوم طبیعی و ریاضی به همان شیوه ای که قبلا  از طریق کاوشگری تولید شده بودند در برنامه درسی عرضه شوند. برای مثال  به جای انکه به دانش اموز گفته شود هوا وزن دارد، فضا اشغال میکند، جابجا میشود یا تولید فشار می کند، عملا شرایطی  پیشنهاد می شود که در آن یادگیرنده خود دست به تجربه و عمل می زند و به کشف دوباره این اصول می  پردازد.

روش علمی:

             مواجهه با مشکل ومساله وشنا سایی آن  ،  گردآوری اطلاعات و مشاهدات و طبقه بندی آن ها  ،   فرضیه سازی ، آزمون فرض با گردآوری اطلاعات؛آزمایش و ... ، تایید یا ردّ  فرض ونتیجه گیری و تعمیم یافته ها  است.

            در بحث در هم تنیدگی محتوی و روش به این مسئله اشاره می شود که علوم را از همان طریقی که قبلا تولید شده بودند به دانش اموزان منتقل کنیم. روشی را که دانشمندان برای بدست آوردن علوم طی می کنند روش علمی گویند که این روش از چندین مرحله پشت سرهم تشکیل شده است.

این مراحل عبارتند از:

1-     طرح سئوال    2-  جمع آوری اطلاعات    3- فرضیه سازی   4- آزمایش فرضیه     5- ثبت نتایج    6- تحلیل یافته ها       7- انتشار گزارش

لذا دیدگاه کاوشگری اعتقاد دارد که باید مراحل آموزش علوم به دانش اموزان همانند همین روشها باشد. و عملا نیز در کتب درسی چنین دیدگاهی حاکم است.

3-     پرورش مهارتهای تفکر:

برنامه درسی مبتنی بر کاوشگری و مهارتهای  تفکر به دنبال  تربیت افرادی هستند که به عنوان حل کننده مسئله وتصمیم گیرنده، قادر به حل مسائل و مشکلات جاری جامعه خود  باشند. مهارتهای تفکر در کنار دانش  تولید شده که در فرآیند کاوشگری حاصل آید، به پشتوانه محکم برای یادگیری های بعدی مبدل میشود که زمینه یادگیری مادام العمر را برای یادگیرنده فراهم می کند. مهارتهای تفکر را در ادامه به صورت کاملتری بررسی خواهیم کرد.

4-     رشد و توسعه ی باورها، صفات و ارزشهای انسانی:

در این دیدگاه برنامه ریزان می کوشند  در کنار مباحث علمی ومهارتهای تفکر، شرایطی را بوجود آورند که دانش آموزان را به سوی گرایشها، ارزشها و صفات انسانی مطلوب سوق دهند. دانش آموزان به کمک همکلاسیهای خود  در قالب فعالیتهای دونفره یا گروهی، در فرآیند یادگیری مشارکت می کنند. این تعامل چند جانبه فرصتی ایجاد می کند تا بسیاری از ارزشها و صفات انسان به طور مستقیم یا غیر مستقیم در آنها رشد کند.

5-     تربیت دانش اموز با سواد علمی   وفناورانه:

برای سواد علمی و فن آورانه چند تعریف می‌توان بیان کرد:

- توانایی درک علم وفن‌آوری در زندگی روز مره را سواد علمی گویند.

- مجموعه‌ای از دانش‌ها و مهارتها ونگرش‌ها در زمینه علوم وفن‌اوری که هر انسانی برای زندگی کردن به آن‌ها نیاز دارد.

- کسب توانایی برای حل مسائل ومشکلاتی که جامعه‌ ی امروزی بشر با آن مواجه است.

 و هدف اصلی تمام برنامه‌‌های آموزش علوم پرورش سواد علمی است. فرد دارای سواد علمی آن‌چنان توانایی علمی  ومهارتی دارد که می‌تواند مسئولانه تصمیم بگیرد.

برنامه درسی  با توجه به این دیدگاه  باید دانش‌آموزانی را تربیت کند که بتوانند:

1- از فرایندها واصول علمی در تصمیم‌گیریهای شخصی استفاده کنند.

 2- از یادگیری علم لذت ببرند.

3- در بحث‌های علمی به صورت هوشمندانه شرکت کنند.

4- بهره‌وری اقتصادی خود را در مشاغل از طریق دانش‌،‌درک و مهارت‌های سواد علمی افزایش دهند

مشخصات فوق جامعه‌ای با سواد علمی را تعریف می‌کند.

محتوای برنامه‌درسی علوم، به تعریف و تشریح دانستنی‌‌هایی می‌پردازد که فرد با سواد علمی پس از 12 سال یادگیری علوم باید تشخیص دهد، بداند، درک کند و قادر به تصمیم گیری  مستند و  انجام دادن آن باشد.


کشاورز دارای سواد علمی از تجربیات دیگران بخوبی استفاده می کند. و به اهمیت استفاده از روشهای علمی در کشاورزی ارج می نهد.

در آموزش عمومی هدف هر کشور آماده کردن تک تک کودکان به گونه‌ای است که بتوانند زمینه‌ی توسعه‌ی پایدار کشور خود را فراهم کنند. یعنی شهروندانی کنجکاو- پرسشگر- جستجوگر- دارا بودن سواد علمی- فناورانه

تغییر نگرش در برنامه‌‌ریزیهای درسی از تدریس به یادگیری، پاسخی به نیازهای آموزشی نسل جوان امروز و کارآفرینان فردا است.

 

ویژگیهای سواد علمی:

1-  نیازی همگانی است. شخص باید بتواند مقاله‌های نشریات علمی را بخوانند و در باره مسائل اجتماعی بحث کنند. لازمه توانایی بشر برای زندگی کردن در قرن آینده است.

2- کسب سواد علمی برای افراد مختلف با توجه به شرایط  محیطی شغلی- سنی متفاوت است. مثلا سواد علمی کشاورز- معلم- پزشک و راننده متفاوت است.  مردم سواد علمی خود را به شکلهای گوناگون استفاده می‌کنند.

3- سواد علمی دائما در حال تغییر است. سواد مورد نیاز هر فرد در زندگی آینده او از هم اکنون روشن نیست.

4- آموختن سواد علمی مستمر است. در زمان خاصی نمی‌توان همه اطلاعات مورد نیاز او را اختیارش گذاشت.(آینده نامشخص است)

 

ابعاد سواد علمی و فناورانه

1- دانستنی‌ها ( مفاهیم پایه را بداند نظریه – دقت – هستی...)                     

2- مهارتها (مهارت طبقه بندی – تفسیر – پرسشگری –ترتیب دادن آزمایش...)

3- ارزش‌ها و نگرشها ( ارزش صرف وقت برای یادگیری – توجه به پیامد یک مسئله – ارزش پرسشگری ...)

انواع  کاوشگری

     انواع کاوشگری با توجه به سطوح رشدی کودکان،تفاوتهای فردی و نیز مراحل کاوشگری متفاوت می باشد. برای انتخاب یکی از انواع  کاوشگری باید آنها را شناخت  وسپس یکی از انواع کاوشگری را با توجه به نیاز انتخاب و اجرا کرد.

1 - کاوش گری ساختار بندی شده:

در این نوع کاوشگری، یک مسئله، روش حل آن و لوازم  ومطالب مورد نیاز در اختیار دانش‌آموز قرار می گیرد. نتایج مورد انتظار به آنها داده نمیشود.دانش اموزان باید از میان داده های جمع آوری شده، روابط و تعمیم آنها را کشف کنند.

مثال: دیدن گیره فلزی معلق در هوا با استفاده از آهن ربا ، نخ و پایه فلزی . وسایلی را بین گیره فلزی و آهن‌ربا قرارداده و دانش‌اموزان را به سئوال کردن واداریم.

2-کاوشگری هدایت شده :

یک مسئله برای دانش آموزان مطرح می شود. دانش آموز باید روش حل مسئله را و سایر ابزار وعناصر مورد نیاز را  خود پیدا کند.

مثال: دانش‌آموزان آزمایشی را طراحی واجرا کنند تا بفهمند که آیا گیاهان سبز برای رشد کردن به نور احتیاج دارند.

3-کاوشگری باز:

      دانش آموز باید خود مسئله ای را که می‌خواهد مورد بررسی و تحقیق قرار دهند  ارائه دهند و سپس به ارائه‌ی راه‌حل وتهیه مطالب ولوازم مورد نیاز بپردازند. کاوشگری باز به روش دانشمندان واقعی یا کاوش علمی بیشتر شباهت دارد.

مثال: اگر تغییری در طول نخ و یا اندازه گیره فلزی دهیم چه اتفاقی می‌افتد.( در آزمایش فوق)

         مثلا معلم می‌تواند برای کلاس چهارم یک ایستگاه هواشناسی را در کلاس راه اندازی وخود مسئولیت آنرا بر عهده  گیرد.وسایل هواشناسی واندازه‌گیری، راهبردهای جمع‌آوری داده‌ها ساخت وسایل اندازه‌گیری تحلیل نتایج و ارائه الگو در این کار مورد بررسی قرار می گیرد.

        کاوشگری اغلب به تولید ایده‌ها، نتایج، نظریه‌ها و سئوالهای تازه می‌شود. که می‌‌توان آنها را از طریق برقراری ارتباط با دیگران مطرح و در باره آن گفتگو کرد.

محتوا و رویکرد آموزش علوم

           محتوا یا دانستنی‌های علوم در هر قسمت با توجه به معیارهای گوناگون متفاوت است محتوی چیزی است که دانش‌آموز باید یاد بگیرد وشاید تغییر کند. و  برنامه درسی راهی است که محتوی را سازماندهی می‌کند

          ارائه درس به عنوان محصول نمی‌تواند نیازهای یادگیری دانش‌آموزان را در آینده فراهم آورد  بلکه باید دانش‌ را به عنوان فرآورده در اختیار دانش‌آموزان گذاشت. یعنی دانش‌آموز در روند فرآیند یادگیری قرار گیرد. این رویکرد به رویکرد یادگیری فرآیند محور مشهور است.

 

 برای رسیدن به این رویکرد باید مهارتهای فرآیندی را یادگرفت. و از آنها در هنگام آموزش  استفاده کرد.


مهارتهای آموزش علوم

 

مهارتهای فرآیندی:

        آن دسته از مهارتهایی تفکر را که بیشتر در ارتباط با کاوشگری هستند به عنوان مهارتهای فرآیندی علوم یا فرآیندهای علم  می‌شناسند. این مهارتها ابزار تحقیقات و پژوهشهای علمی‌اند در همه روشهای علمی مهارتهای فرایندی استفاده می شود. این مهارتها در حین درگیری دانش‌آموز با تجربه‌ها و آزمایشهای عملی، بهتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. یعنی دانش‌آموزان دوست دارند مهارتهای فرایندی از طریق اجرای علوم  در آنها پرورش‌ یابد.  مهم ترین ابزار کاوشگری کنجکاوی در باره دنیای مادی است که دانش‌اموزان ابتدایی  همراه خود به کلاس می‌آورند.

شناسائی و استفاده از ده  مهارت  فرآیندی  در آ موزش علوم تجربی دانش آموزان دوره ابتدایی  مهم است که در زیر به معرفی هر یک از آنها می پردازیم:

1- مشاهده:

استفاده از یک یا چند حس برای شناسایی پدیده‌های طبیعی . در زبان فارسی منظور از مشاهده

نگاه کردن است ولی مشاهده در علوم به معنای کاربرد حواس پنجگانه  است. مشاهده زیر بنای سایر مهارتها مانند طبقه بندی و جمع‌آوری اطلاعات است.

            از طریق حواس خود می‌توانیم به خواص اشیاء و مواد پی بیریم. حواس ما همه چیزهایی که در محیط وجود دارد جذب نمی کند بلکه آنها را انتخاب می‌کند. و کار انتخاب تحت تأثیر ایده‌‌ها و انتظارت فرد است.

 

در کلاس درس با وجود شرایط یکسان همه کودکان چیزهای مشابهی مشاهده نمی‌کنند.

       در مهارت مشاهده باید هدف را برای دانش‌آموز مشخص کرد. در غیر این صورت آنها به مشاهده چیزی می‌پردازند که دوست دارند نه موضوعات درسی. بین مشاهده و ادراک رابطه بنیادی وجود دارد. بنابراین مشاهده و تشکیل مفاهیم به طور همزمان  در ذهن  انجام می گیرد. پرورش مهارت مشاهده کودکان را به جستجوی آگاهانه اطلاعات مورد نظر می کشاند. نقش  معلم باید  در این فرآیند ایجاد موقعیتهایی است که دانش‌آموزان  از طریق بحث یا طرح مسائلی که حل کردن  آنها نیازمند مشاهدات فراوان وتلفیق است بتوانند جنبه‌‌های مختلف مشاهده را یاد بگیرند و تمرین کنند.. یعنی افزایش درک و فهم با بهبود بخشیدن مهارتهای مشاهده توام است.

انواع مشاهده:

مشاهده معمولا به پنج منظور صورت می‌گیرد.

1- مشاهده‌ی کمی وکیفی: احتمالا  بیشتر مشاهدات کیفی‌اند و مشاهده‌ی کمی یعنی توضیح دادن در مورد اشیایی که مشاهده شده‌اند مثلا در مورد برگهای یک گلدان گیاه شمعدانی توضیح دهیم.

برگ ها سبزند               لبه ی  صاف ندارند         پهن‌اند .....

اگر برای مشاهده به استفاده از ابزارهای استاندارد ویژه ای ناچار شویم مشاهده کمی است.در این مورد استفاده از خط کش ترازو و ..... انجام می‌گیرد.

2- مشاهده شباهتها وتفاوتها:

        در آموزش علوم باید مشاهده هدف دار و به مشاهده بعدی کمک کند. معمولا یافته تفاوتها از شباهتها آسانتر است. ولی مشاهده شباهتها مهم از مشاهده تفاوتها ست یک راه‌ مشاهده‌مؤثرتر این است که بدانیم کدام شباهت وتفاوت از بقیه مهم‌تر است. دانش‌آموزان باید تفاوتهای وشباهتهای کم اهمیت را کنار بگذارند. مثلا مساوی بودن احتمالی تعداد هسته‌‌های یک سیب.

3- مشاهده جزئیات

       در بعضی موارد باید مشاهده جزئیات را با سئوالاتی به  کودکان آموزش دارد. اشتباهاتی که در گروه بندی اشیا  می‌باشد به همین دلیل توجه به کلیات و نادیده گرفتن جزئیات است.

مثال: آیا همه مدادها  پاک کن دارند؟

4-مشاهده وقایع وترتیب آنها:

          تشخیص یک رویداد با ایجاد رابطه بین مشاهده و مشاهده بعدی قابل انجام است. مثلا کودکی در روی شیشه آبی که از یخچال بر می‌دارد رطوبت مشاهده می کند. درک علت این پدیده  مشروط به آن است که آیا وقتی شیشه در یخچال گذاشته شد خیس بود ؟ رطوبت چه وقت ظاهر شد؟ آیا در مورد شیشه خالی هم همین اتفاق می‌افتد؟

5- جستجوی الگوها در مشاهدات:

در این نوع مشاهده آنچه در فاصله  یک  مشاهده  با مشاهده  بعدی اتفاق می‌افتد و همچنین ایده‌هایی که در مورد الگوهای احتمالی است توجه می شود.مثلا  ارتباط دادن بین ابرها و بارندگی.

 

با چه راههایی می‌توان توانایی مشاهده  کودکان را افزایش داد:

الف) استفاده از مشاهده برای کمک به گسترش مفاهیم:

ایجاد موقعیتی برای انجام مشاهده  با زمان مناسب  و در صورت لزوم تکرار واصلاح آن. بسیاری از بچه‌ها ظاهرا عمل مشاهده را سطحی انجام داده و بزودی خسته می‌شوند اما اگر به آنان فرصت فکر کردن وبحث کردن داده شود مجددا به مشاهده روی می‌آورند.

      مثلا مشاهده میوه‌ها در مراحل مختلف رشد و یا قرار دادن چند میوه در اختیار دانش‌آموز تا او بتواند میوه را بر حسب درجه رسیده بودن مرتب کرده و برای کار خود دلیل هم بیاورد. بهتر از مشاهده یک میوه است.

ب)استفاده از مشاهده برای کمک به افزایش دانش و گسترش اطلاعات:

 مدادی را داخل لیوان آ ب قرار داده و در معرض مشاهده دانش‌آموزان قرار دهیم آب می‌تواند مانند یک ذره‌بین عمل کند.

سه اقدام برای زمینه سازی مشاهده در جهت  گسترش اطلاعات  مهم است:

1- نقاشی کردن: مثلا قبل از مشاهده یک حشره توسط دانش اموزان از آنان بخواهید که تصویر یک حشره ماننده پروانه را به طور ذهنی رسم کنند. آنان حتما به این نتیجه می‌رسند که چه چیزهایی را در باره حشره نمی‌دانند. و با مشاهده به آن دست پیدا می‌کنند.

2- تاثیر بحث و گفتگو کردن در گروه  مثلا وقتی معلم می‌خواست دانش اموزان را به مشاهده مسجدی ببردتا در آنجا از قدمت مسجد وامکان هوازدگی آن صحبت کند سئوالاتی را در باره سنگها و اینکه کدام قسمتها بیشتر فرسایش می‌یابند و چگونه باید سنگهای نو و کهنه را تشخیص داد پرسیده تا آنها بتوانند با مشاهده به جواب خود برسند.

3- پرسش را به صورتی مطرح کرد که جواب دادن آن نیاز به انواع مشاهده باشد.

وقتی قند در آب حل می‌شود چه تغییری روی می‌دهد؟

قند در آب داغ سریع‌تر حل می‌شود یا در آب سرد؟

      یا می‌توان مخلوطها را  در زمان تهیه خمیر هم زمان تهیه کرد و تفاوت آنها را قبل از پخت، در حین پخت  و بعد از آن مشاهده کرد

 

ج) استفاده از مشاهد برای کمک به ایجاد انگیزه پژوهش:

 مشاهده از اجزای اصلی پژوهش است  مثلا مشاهده دو پاندول با طول و وزنه‌های متفاوت و مشاهده اینکه یکی سریع‌تر از دیگری نوسان دارد می‌تواند سئوالاتی مانند اینکه تفاوت مربوط به طول نخ است یا سنگینی وزنه یا هر دوی آنها را به عنوان یک سئوال پژوهشی در ذهن دانش اموز فعال کند.

 

د) استفاده از مشاهده برای کمک به نتیجه‌گیری:

     مثلا لازم است به کودکانی که شاهد چرخیدن یک تکه کاغذ نازک     مارپیچ اند که بر فراز یک شمع روشن آویخته است کمک کرد تا بتوانند این مشاهده رابه اتفاقی که برای هوای گرم شده می‌افتد ارتباط دهند. آیا حرکت کاغذ مارپیچ حاکی از آن است که هوا رو به بالا حرکت می‌کند؟ چرا به طرف پایین حرکت نمی‌کند؟

نتیجه‌گیری معمولا به روابط موجود میان پدیده‌ها بستگی دارد مشاهده‌ای که نتیجه‌ای عینی از آن استخراج شده مورد عینی است که با نتیجه‌گیری‌ها ی دیگر مربوط می‌شود.

راهنمایی  به معلمان جهت پرورش مهارت مشاهده و بالا بردن نقش آن در یادگیری:

1 - برای مشاهده کردن به دانش‌آموز فرصت کافی بدهید

2- بعد از انجام دادن مشاهدات اصلی به تناسب راهنمایی‌هایی مشخص به کودکان ارائه دهید تا  بتوانند از مشاهده ی سطحی و ظاهر بگذرند. گاهی با دادن تکلیفی مشخص مانند مقایسه ویژگی‌های مورد نظر، پاسخ دادن به پرسش نامه و نقاشی کردن مشاهده را روی نکاتی معین متمرکز کنید.

3-همیشه چیزهای گوناگون را برای دست ورزی و مشاهده در اختیار کودکان بگذارید.

4- در انتخاب مواد وسایل خوب بیندیشید

5- مشاهداتی را ترتیب دهید که کودکان بتوانند ضمن آنها، در باره‌ی داده‌های خود به طور گروهی بحث کنند و در حین بحث حاصل مشاهدات خود را برای یکدیگر تعریف کنند.

6- سعی کنید  از طریق بحث در  باره وقایع اشیاء انگیزه‌ای برای مشاهده د رکودکان ایجاد کنید تا آنان برای یافتن شواهد و دلایل تلاش کنند.

7-   به پرسشهایی که به عنوان انگیزه برای مشاهده کودکان مطرح می‌کنید توجه داشته باشد.

پرسشهای واگرا سبب می‌شوند که کودکان خود در باره‌ی آنچه می‌خواهند ببیند تصمیم بگیرند. در مقابل پرسشهای همگرا سبب توجه آنها به نکته ای ویژه می‌شود.

 

2- برقراری ارتباط:

برقراری ارتباط امری دو جانبه است و باید در آن توانایی کسب اطلاعات از منابع کتبی و استفاده از اطلاعات به شکل گرافیکی یا جدول نیز وجود داشته باشد

روشهای برقراری ارتباط بین معلم و دانش آموز را به سه دسته تقسیم می‌کنند:

 

الف-  انواع گفت وشنود وبحث کلاسی

ب- استفاده از طرح،‌تصویر ومدل

چ- استفاده از دفترچه یادداشت دفتر علوم وپوشه

 

الف) انواع گفت وشنود وبحث کلاسی

      نوعی ارتباط باز و آزاد در کلاس است این نوع ارتباط رقابت را ایجاد می کند. در این روش سهم معلم و دانش‌آموزان یکی است پذیرفتن  عقیده معلم به جهت قدرت معلم نیست بلکه به علت صحت عقیده‌ی اوست.  نقش معلم تنظیم وقت به گونه‌آی است که همه افراد وقت یکسانی را داشته باشند.  چیدمان کلاس نیز می‌تواند به گونه‌ای صورت گیرد که همه تمایل به شرکت د ربحث داشته باشند. که جثه دانش‌آموزان در این باره می‌تواند موثر باشد.

 

1- می‌توان دانش‌آموزان را به گروههای کوچکتر تقسیم کرد.

2- به آنان خاطر نشان کنید که انتظار شما بحث در گروه با یکدیگر است.

3- فقط در صورتی از دانش‌آموزان سئوال بپرسید که مطمئن باشید آنها چیزی برای گفتن دارند. . و اگر هدف مطمئنی را در بحث دانش‌آموزان می‌بینید انان را به حال خود بگذارید.

4- قبل از هر گونه توصیه‌ای به دانش‌آموزان نظر خود آنان ر ا بخواهید.

5- به آنان فرصت دهید تا  دانش‌آموزان گروههای خود را برای ارائه گزارش آماده کنند.

6-همه نکات  مطرح شده  دانش‌آموزان را مد نظر قرار دهید.  و اگر دانش اموزی با عقیده  یا نظریه‌ای مخالف است به او اجازه اعتراض بدهید.

ب- استفاده از طراحی،‌نقاشی و مدل سازی:

         نفس نقاشی موجب بهبود تکامل مشاهده نمی شود معلم باید کمک کند تا دانش‌آموزان ادراک‌های قبلی خود را دور ریخته و آنچه واقعا وجود دارد ببینند. یعنی نقاشی یا مدل هدف دار باشد. مثلا اگر منقار اردک نوغ غذای پرنده را نشان می‌دهد اشکال ندارد که او دمش را اشتباه بکشد.

        نقاشی یا مدل باعث می شود که دانش‌آموزان آنچه دیده بخاطر بسپارد و در تقویت تمرکز او نقش دارد. تفسیر نقاشی‌های دانش‌آموز باید در نتیجه بحث با خود او باشد در غیر این‌صورت ممکن است معلم دچار اشتباه شود.

ج- دفترچه یادداشت:

         فعالیتهای دانش‌اموز حاصل  فعالیتها ی مغزی او حساب می‌شود.

 بعدها دفتر یادداشت به عنوان ابزاری مفید برای ثبت نتایج آزمایش و نتایج آن بکار می‌رود. هر چه زودتر دانش‌آموز یادداشت برداری را یاد بگیرد به اهمیت آن بیشتر پی می‌برد. بهتر است در جریان آزمایش صبر کنیم تا دانش اموز خود احساس کند که کار انجام داده اش چیزی برای نوشتن دارد. معلم نیز باید بداند این دفتر گزارش کار دانش‌آموز ان است معلم نباید به دانش‌آموز بگوید چه چیز را غلط و چه چیز را درست توصیف کرده‌ای بلکه باید با پرورش مهارت و تقویت دقت دانش‌آموزان به هنگام مشاهده آنان ر ا یاری دهد و در بیان صحیح عقیده راهنماییشان کند.

     این دفتر به معلم در شناسایی آن دسته از دانش آموزانی که مستقل و با تکیه بر قوه‌ی تصور خود کار می‌کنند تشویق می‌کند. این دفتر را نباید با مداد قرمز تصحیح کرد. ونمره دادن به آن نیز کمکی نمی‌کند. بلکه معلم می‌تواند با نوشتن نظریات خود در این دفتر آنان را یاری دهد.

         می‌توان از دانش‌آموز خواست تا در بحث‌های گروهی خود از این دفتر استفاده کنند. تا به ارزش آن بیشتر پی ببرند. گاه و بیگاه معلم باید این دفتر را خوانده و روشهای درست تنظیم اطلاعات را به آنان پیشنهاد کند.

 

3- اندازه‌گیری و کاربرد ابزار

      اندازه‌گیری و کاربرد  ابزار

مهارت اندازه‌گیری برای انجام دادن   مشاهدات کمی، مقایسه‌ها، طبقه‌بندی اشیاء  اطراف  ما  و برقراری ارتباط اهمیت دارد.

     استفاده از ابزارها و وسایل در این مهارت ارزش زیادی دارد. بعضی ابزارها جنبه‌ی اندازه‌گیری، برخی جنبه‌تسهیلاتی  وبرخی نیز وسایل نوشتاری‌اند.

یک- کاربرد ابزار

 

         پرورش قوه‌ابتکار در دانش‌آموزان تنها از طریق انجام دادن کارهای گوناگون و استفاده از ابزار و امکانات گوناگون امکان پذیر است.  مدل‌سازی، کاردستی، رسم نمودار وجداول، از جمله موارد‌ی هستند که به کمک آنها می‌توان در باره دانش آموز قضاوت کرد و همچنین این مهارت را پرورش داد. اصولا کار  با اشیاء واقعی سبب تقویت رشد ذهنی وعقلی دانش‌آموزان می‌شود.برای پرورش این مهارت می‌تواند از راههای زیر استفاده کرد

 

 

1- تشویق دانش‌آموزان به استفاده از ابزار برای ساخت وسایل و یا ایجاد تغییر در آنها( استفاده از چکش، یا اره  و ساخت وسایل چوب)

 

2- تدارک موادی   مانند جعبه ابزار، وسایل تعمیرات الکتریکی وسایل خیاطی و  وسایل کاردستی

 

3- نشان دادن طرز کار بعضی از وسایل و کاربرد بعضی از ابزار و بحث در باره قوانین مربوط به استفاده از هر چیز

 

4- آگاه کردن کودکان در باره این که چگونه می‌توانند پاسخ بعضی از پرسشهای خود را از طریق به کار بردن وسایل بیابند.

دو: اندازه‌گیری

      باید به دانش‌آموزان یاد داد که برای اندازه‌گیری هر کمیت از وسیله اندازه‌گیری مناسب استفاده کنند. تا دقت در اندازه‌گیری بیشتر شود. مثلا اندازه‌گیری طول حیاط مدرسه با متر نه خط کش

         برای اندازه‌گیری هر کمیت باید مقیاس داشته باشیم که مقیاس یک کمیت واحد آن کمیت است. گاه در اندازه‌گیری نیاز به مقیاس نداریم و به جای آن از مقایسه استفاده می‌کنیم مثلا مقایسه طول  دو مداد یا قد دو دانش‌آموز بدون استفاده از واحد طول : مهارت در اندازه‌گیری سبب تقویت دقت در مشاهد‌ه می‌شود.دقت  در اندازه‌گیری هم به دقت فرد اندازه‌گیرنده هم به دقت وسیله ی اندازه‌گیری بستگی‌دارد.

 

 برای تقویت این مهارت می‌توان توجه دانش‌آموزان را به نکات ذیل جلب کرد:

 

1- در سالهای اولیه دوره ابتدایی به جای استفاده از کمیت در اندازه‌گیری از طریق پرسش کردن بیشتر به دانش‌آموزان را        به توسعه مهارت مشاهده تقویت کنیم و از آنها بخواهیم بجای اندازه‌گیری کردن کمیت‌ها مقایسه کنند.

 

2- استفاده از پرسشهایی که پاسخ دادن آنها نیاز به اندازه‌گیری باشد. انسان هر روز چقدر آب می‌خورد

 

3- در طول دوره ابتدایی دانش‌آموزان را با طرز کار وسایل اندازه گیری مانند خط کش، متر، دماسنج، ساعت، ترازوی دو کفه‌ای، یک کفه‌ای،‌استوانه مدرج و کرنومتر.... آشنا کنیم.

 

آنچه در مهارت اندازه‌گیری اهمیت دارد آن است که علاوه بر استفاده از ابزار باید به مراحل اندازه‌گیری و روشهای‌آن نیز دقت کنیم مثلا تعداد دفعات اندازه‌گیری نیز مهم است.

 

 

4- طبقه بندی:

           طبقه بندی کردن مهارتی است که کودک به وسیله آن گروهی ازاشیاء رابراساس خصوصیاتی که درآن ها آشکارتراست  ، دریک دسته ی جداگانه قرارمی دهد . جهت گسترش مهارت طبقه بندی می توان کارت های تصویری انواع پرندگان ، خوراک وپوشاک ، ماشین ها ، پازل ها و ... رادراختیارکودکان قراردادتا آنان عمل طبقه بندی راانجام دهندوبه توضیح دلائل خودبپردازند.

       طبقه بندی  فعالیتی است که دانشمندان برای نظم بخشیدن به پژوهش های خوددرباره طبیعت برمبنای نظام هاوملاک های مناسبی انجام می دهند. هنگامی که کودکان شروع به یادگیری مفهوم طبقه بندی می کنند، می توان به آن ها فرصت انتخاب نظام طبقه بندی دلخواه راداد ، زیرا نیازی نیست که درآموختن نظام های علمی طبقه بندی توسط دانشمندان ، عجله به خرج داد. دراین زمینه نیازی نیست که خودمربی ومعلّم ازطبقه بندی هرموجودی با خبر باشدوآن رادرطبقه مناسب علمی اش جای دهد ، به عبارتی دیگرمیتوانیم طبقه بندی رابه خاطرخودطبقه بندی ،  آموزش بدهیم .

دانشمندان برای آسان شدن مطالعه، طبقه بندی را اجرا می کنند.در هر نوع طبقه بندی مهم‌ترین نکته کاربرد داشتن آنها‌ست مثلا معلم ممکن است دانش‌آموزان را بر اساس میزان اطلاعات آنها طبقه بندی کند.  هنگام طبقه‌ بندی این امکان وجود دارد که دانش‌آموزان طبقه‌بندی خود را بر حسب ملاکهای گوناگون انجام دهند. مهم این است که طبقه‌بندی درست انجام شده باشد.انسان در امر طبقه‌بندی سعی‌می‌کند چیزهای جدید را نیز در طبقه‌بندی قبلی جای دهد. لذا مهارت طبقه‌بندی یکی از مهارت‌های فرایند‌ی مهم برای شناخت و تبدیل امور نامعلوم به معلوم است.

– مهارت استنباط کردن

       ما دوست داریم رویدادهای پیرامون خود را تجزیه و تحلیل کنیم و الگوها را بدست آورده و انتظار داریم که الگوها تحت شرایط مشابه تکرار شوند. بیشتر رفتارهای ما بر اساس استنباط ما از  حوادث گوناگون است. معلم نیز در باره رفتار دانش آموزان خود به استنباط نیاز دارد. دانشمندان نیز فرضیه‌های خود را براساس استنباط  قرار می‌دهند. برای پرورش مهارت استنباط می‌توانیم با استنباطهای حاصل از مشاهد شروع کنیم.

        مشاهده تجربه حاصل از ادراک از طریق یک یا چند حس اما استنباط توضیح یا تفسیری است که بر مشاهدات  می‌گذاریم. مثلا دیدن دو نفر که در حال حمل کردن یک تلویزیون از خانه‌ی همسایه‌اند. شما این صحنه را به شکلهای گوناگون تفسیر   می کنید.

      هرگونه توضیح  منطقی برای آنچه مشاهده شده یک استنباط نامیده می‌شود.در استنباط چیزی را که  به طور مستقیم مشاهده کرده‌ایم با دانسته‌‌های قبلی خود در این باره پیوند می‌زنیم . در علم، بسیار اتفاق می افتد که استنباطهای ما در باره  اشیاء و طرز رفتار آانها ، در نتیجه انجام دادن مشاهدات جدید، بازسازی ، تعدیل و حتی رد می شوند.

          نمونه‌هایی از استنباط حاصل از مشاهده:

1- قسمتی از چمن خشک شده تصور می‌کنیم ...........

2- علامت برنجی روی آن در کدر شده و خاک گرفته تصور می‌کنم...............

3- ورق‌های این کتاب زرد شده استنباط من این است که ..............

4- در بیرون ساختمان پرچمی د رحال تکان خوردن است تصور می‌کنم ...............

در هنگام استنباط کردن بهتر است گامهای زیر را برداریم:

1- تا حد امکان مشاهدات خود را افزایش دهیم.

2- از تجربه‌ها  ودانسته‌های قبلی خود در باره یک حادثه یا شیء چزهای بیشتری را به خاطر آورده با مشاهده فعلی مربوط سازیم.

3- هر استنباط را به گونه‌ای بیان کنیم که به روشنی با گفته‌‌های دیگر(مشاهدات یا پیش‌بینی‌ها) تفاوت داشته باشد

از مشاهدات این طور استنباط می‌شود که ................                   شواهد چنین حکم می‌کند که ...................

 

استنباط علاوه بر اتکا بر مشاهدات با دانسته‌‌های قبلی نیز ارتباط دارد نقش معلم در این جا این است که بین  دانسته‌های قبلی و  دریافت‌های فعلی دانش‌آموز ارتباط برقرار کند. نباید فکر  کنیم که همه دانش‌آموزان دانش‌قبلی یکسان دارند مشاهداتی که به الگوهای اطلاعات قبلی مربوط باشند اساس استنباط را تشکیل می‌دهند.

6- فرضیه‌سازی:

              بعضی از رویدادهای به طور ناگهانی در اطراف ما اتفاق می‌افتد که در این موارد از خود می‌پرسیم چه شده یا چه اتقاق افتاده، در چنین مواردی به مهارت فرضیه‌سازی نیاز داریم فرضیه نوعی اظهار نظر برای توضیح دادن یک رویداد ، اتفاق یا یک خاصیت است. یا به عبارتی پاسخ احتمالی به پرسش یا مسئله است. آنچه در رشد مهارت فرضیه‌سازی اهمیت دارد آن است که دانش آموزان  را وادار کنیم به حوادث اطراف خود کنجکاوی  نشان دهند علت حوادث را جویا شوند واز کنار آنها بی تفاوت نگذرند.. دانش‌آموزان باید پس از فرضیه‌سازی به فکر تعمیم دادن آن باشند یعنی ببیند که این فرضیه در مورد رویدادهای مشابه کارایی داردیا نه( تعمیم یک فرضیه) گاهی باید برای بیان دلیل یک پدیده بیش از یک فرضیه ارائه دهیم بهترین دقایق کلاس علوم می تواند زمانی باشد که دانش آموزان از فرضیه های خود در برابر ایرادها واشکالاتی که دوستان آنها از فرضیه می گیرند دفاع کنند. و در این لحظات است که خلق وخوی علمی رشد می کند.. فرضیه‌سازی کوشش برای ارائه راه حل احتمالی یک مسئله است. لذا در این مهارت لازم است که کودک در باره مسئله مورد نظر اطلاعات اولیه را داشته باشد. باید دانش‌آموز را تا مرحله‌‌ای راهنمایی کرد که خود قادر به ارائه فرضیه باشد. حتی دانشمندان هم اغلب فرضیه‌های نادرستی ارائه می‌دهند.

 

دو عامل یک فرضیه را علمی می‌کند

        الف)   منطبق بودن با شواهد:  همیشه هنگام ساخت یک فرضیه دانسته‌هایی که مربوط به شواهد و دلایل باشند وجود دارد. دانش‌آموزی در طی آزمایش مشاهده می‌کند که چوب روی آب می‌ماند و سکه به زیر آب می‌رود توضیح این امر به فرضیه نیاز دراد

     ب) قابل آزمایش بودن: کودکان گاهی فرضیه غیر ممکن ارائه می‌دهند گاهی هم نکاتی را بیان می‌کنند که از نظر بزرگترها بسیار روشن و ساده است. با افزایش سن این مشکل از بین می‌رود. ا زدانش اموزان باید بخواهیم برای فرضیه خود راهی پیشنهاد کنند. مثلا : اگر بخواهیم نان کپک نزند باید چه کنیم؟ فرضیه‌1 : آنرا بیشتر بپزیم  2- آن را خشک کنیم  3- آن را در یخچال نگه داریم......

در دوره  ابتدایی ما فرضیه‌ها را به صورت سئوال به دانش‌آموزان ارائه می‌دهیم و از آنان می‌خواهیم که بعد از آزمایش به درستی آن پی ببرند.

مثلا : در مقابل نور خورشید اجسام سیاه بیشتر گرم می‌شوند یا اجسام سفید؟و دانش‌آموزان پس از انجام آزمایش نتیجه را به صورت یک جمله مطرح کنند.

گاهی نیز دانش‌آموزان باید فرضیه را خود بسازند:

کدام آب برای رشد گیاه مناسب است؟ یا سایه چگونه تشکیل می شود؟

 

ارزش فرضیه‌سازی آن است که دانش‌آموزان متوجه می‌شوند که بعضی از مسائل بیشتر از یک راه حل دارند و دانش‌آموزان خلاق ومبتکر در این زمینه میدان دید وسیع‌تری دارند.

مهارت فرضیه‌سازی یکی از مهارتهای اساسی فرایندی است که سبب رشد فکری دانش‌آموزان و ایجاد توانایی بیشتر در به کارگیری روش  کاوشگری می‌شود.پاسخ دادن به پرسشهای زیر لازمه به کارگیری مهارت فرضیه سازی است:

1-     به نظر شما چرا بعضی از دانه‌های کاشته شده نمی‌رویند؟

2-     اگر بخواهیم نان کپک نزند باید چه کنیم؟

3-     اگر بخواهیم دانش‌آموز به درس علوم علاقمند شود چه باید کنیم؟

4-     کدام آب برای رشد گیاه مناسبتر است؟

5-     سایه چگونه تشکیل می شود؟

 

        برای افزایش مهارت فرضیه سازی می‌توانیم کارهای زیر را انجام دهیم:

 

 

1- ایجاد موقعیت برای آزمون پدیده‌هایی که دانش‌آموزان توانایی توضیح دادن آنها را با استفاده از دانش و تجربه قبلی خود دارند.

2- سازماندهی کلاس به گونه‌ای است که دانش‌آموزان بتوانند د رباره توضیحات خود بحث کنند

3- تشویق دانش‌اموزان به آزمودن فرضیه‌ها

4- افزون بر منابع مفید اطلاعاتی ( کتاب – عکس – منابع انسانی و ...)

7-پیش بینی کردن :

         پیش بینی ها، بیان جمله یا عبارت در باره اتفاقی که ممکن است در آینده اتفاق بیافتد. با پیش بینی  قابل ا عتماد توانایی پیشی گرفتن در رفتار مناسب در مقابل طبیعت را نیز خواهیم داشت. مثل آنکه پیش بینی کنیم که  ماشینی با 8 لیتر بنزین چه مقدار راه را طی می‌کنیم. پیش بینی کردن با مهارت مشاهده کردن،  استنباط کردن و طبقه بندی کردن ارتباط نزدیک  دارد.   (اتکای یک مهارت به مهارت دیگر) استنباط توضیح یا تفسیر مشاهده است و توسط آنها حمایت می‌شوند . وجود نظم در محیط،‌ تشخیص و پیش‌بینی الگوهایی را که در آینده مشاهده خواهند شد ممکن می‌سازد.

        برای پرورش این مهارت،‌می‌توانیم قبل از اقدام به انجام دادن یک آزمایش یا در نیمه‌های راه از دانش‌آموزان بخواهیم نتیجه آنرا پیش بینی کنند.

اگر این اتقاق بیفتد  چه نتیجه‌آی خواهد داشت؟                اگر این کار را بکنیم، چه اتقاقی خواهد افتاد

مثلا از دانش‌آموزان بخواهیم تا هنگام کار با خواص آهن ربا پیش بینی کنند که کدامیک از اجسام موجود، کدام ییک جذب آهن ربا خواهند شد.

       در مهارت پیش بینی لزومی ندارد دانش‌آموز بتواند توضیح دهد که چرا واقعیت شماره‌ی یک، سبب بروز و اقعیت شماره دو می‌شود یعنی پاسخ دادن به«چراها» بیان توضیحات و کشف رابطه های علت و معلولی، جزء مهارت پیش بینی کردن نیست.

 

پیش بینی با حدس زدن تفاوت دارد در پیش بینی یک الگوی منطقی در ذهن دانش‌آموز وجود دارد در حالی که در حدس رابطه منطقی وجود  ندارد. در حدس زدن بر خلاف پیش بینی نمی‌توان از تجربیات قبلی استفاده کرد.
مثال: دیروز یکی از دوستان خود را دیدم و  از دیدن او خوشحال شدم بچه‌ها فکر می‌کنید دوست من چند سال دارد؟              (حدس)بچه‌ها فکر می‌کنید  من چند سال دارم؟ ( پیش بینی)
معلم باید بتواند  چنین تمرین‌هایی را در کلاس طرح کنتد.

 

 

تفاوت مشاهده، استنباط و پیش بینی

مشاهدة: اطلاعات کسب شده از طریق اندام حسی

استنباط: دلیل بروز اتقاقات و پدیده‌ها

پیش بینی: چیزی که احتمال مشاهده‌‌ی آن در آینده وجود دارد.

- می‌بینیم که باران می‌بارد،‌خورشید هم در حال ظاهر شدن است، ا حتمال دارد رنگین کمان پیدا شود

-آهن ربای ضعیف، پنج گیره کاغذی را بلند می‌کند. پیش بینی می‌کنیم که آهن‌ربای قویتر گیرها ی بیشتری را بلند کند.

پیش بینی‌ها گفته‌های مستدلی هستند که نه تنها بر مشاهدات بلکه بر مدل‌‌های ذهنی‌ای که برای آنها ساخته‌ایم نیز تکیه دارد. برای حدس دلیلی ارائه نمی شود.

        زمانی مردم عقیده داشتند که زمین مسطح است./ پیش بینی : اگر کشتی ها از ساحل زیاد فاصله بگیرند از آن طرف زمین پائین می‌افتند.

        دریانوردان این پیش بینی را رد کردند. استنباط مردم از شکل زمین تغیر کرد.   پیش بینی آنان در باره‌فرو افتادن از سطح آن عوض شد

 

¨برای آزمودن پیش بینی به مشاهدات بیشتری نیاز داریم.

      وقتی اطلاعات جدیدی ( مشاهدات) جمع آوری می‌شوند نظریه‌هایی( استنباط‌ها) پیشنهاد می‌شوند تا توضیحی بر مشاهدات و پیش بینی‌ چیزهایی باشند که هنوز اتفاق نیافتاده‌اند.در واقع برای قبول یک نظریه در علم سه نوع  ازمون لازم است:

1- بتواند آنچه را مشاهده شده است توضیح دهد

2- بتواند آنچه را مشاهده نشده پیش بینی کند.

3- با انجام دادن آزمایشات بیشتر قابل آزمایش باشد و در صورت لزوم با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر بتوان آن را اصلاح کرد.

مشاهده ، استنباط و پیش بینی مهارتهای تفکر مرتبط هستند که با کمک آنها به دنیای پیرامون خود معنا می‌دهیم.

 

       برای افزایش مهارت دانش‌آموزان در مهارت  پیش بینی می‌توانیم اقدامات زیر  را انجام دهیم:

1- تشویق دانش‌آموزان به پیش بینی کردن، قبل از انجام دادن مشاهده یا آزمایش به منظور کنترل درست بودن آن

2- بحث در مورد این که آیا در یک  موقعیت مشخص می‌توان پیش بینی قابل اطمینانی به عمل آورد.

8- طراحی تحقیق

  تحقیق را می‌توان طراحی یک موقعیت برنامه‌ریزی شده توصیف کرد و هدف از آن  نیز به دست آوردن اطلاعاتی است که فرضیه را تأیید یا رد می‌کند. در گام نخست طراحی تحقیق باید مسئله را به صورت یک پرسش قابل تحقیق در آوریم:

پرسش: کدام یک از دستمال کاغذی‌ها برای استفاده بهتر است؟

پرسش قابل تحقیق:

کدام دستمال کاغذی از نظر میزان جذب آب بهتر است؟ کدام دستمال کاغذی از نظر میزان سرعت جذب آب بهتر است؟

در هر تحقیق باید یک متغیر را بسنجیم و سایر متغیرها را ثابت نگه‌داریم. برای مثال،‌وقتی می‌خواهیم اثر آفتاب را در گرم شدن آب بررسی کنیم باید مقدار آب، جنس ظرف،‌اندازه‌ی ظرف و مدت زمان اندازه‌گیری را ثابت نگه‌داشته و فقط محل قرار دادن ظرف آب را  تغییر دهیم.

اندازه گیری متغیرها طی یک تحقیق انجام می شود ولی قبل از شروع به تحقیق باید با تعیین روشی برای اندازه گیری یک متغیر، متغیرها را عملا تعریف کنید. به عبارت دیگر تعریف عملی متغیر، معرفی روشی برای اندازه گیری آن متغیر است. یک تعریف عملی متغیر بیان می کند که چه مشاهده می شود و چگونه اندازه گیری می گردد.

ممکن است محققات تعاریف عملی متفاوتی را برای یک متغیر انجام دهند. مثلا برای تحقیق بررسی تاثیر ویتامین E بر تحمل یک فرد  متغیر – تحمل یک فرد – را می توان به صورتهای  زیر تعریف کرد.

الف- مدت زمانی که یک فرد می تواند بیدار بماند.

ب- مسافتی که یک فرد، بدون توقف می تواند بدود.

ج- تعداد جشهای در جا که فرد بدون توقف می زند.

طراحی شامل مراحلی است که در فاصله ی  مطرح کردن یک مسئله و یافتن پاسخ آن طی می شود.

مهارت طراحی تحقیق محتاج ابتکار وخلاقیت است. یعنی مهارتی سطح بالا است. معمولا در دوره ابتدایی تحقیقات محدودترند و با دقت کمتری اندازه‌گیری می‌شوند. مثلا اگر فرضیه می‌دهیم اگر روی یخ نمک بریزیم زودتر آب می‌شود راه آزمایش و نوع آن را هم مشخص کرده‌ایم اما وقتی فرضیه‌ی ما این باشد که چگونه باید مقدار درصد ماسه موجود در یک نوع خاک را تعیین کرد برای رسیدن به پاسخ باید راهی را ابداع کنیم.

 

بسیاری از فعالیتهای طراحی تحقیق را می‌توان به صورت تکلیف خانه به دانش‌آموزان ارائه داد تا بیرون ا زمدرسه حل کرده و گزارش کار خود را به کلاس بیاورند.

 

 

پرسش‌هایی که می‌تواند مهارت طراحی تحقیق را بسنجد

1- کدام نوع باتری برای مصرف در چراغ قوه‌بهتر است؟

2- چرا  پارچه پشمی بهتر از پارچه نخی بدن را گرم  نگه‌می‌دارد؟

3- چرا فقط در فصل زمستان شیشه‌ی اتومبیل وکلاس( ان هم ا زداخل) عرض می‌کند؟

4- چرا باید در تابستان لباسهایی با رنگ روشن پوشید؟

معلمان هنگام تدریس می توانند با توجه به نکات زیر به پرورش مهارت طراحی تحقیق در دانش اموزان خود کمک کنند.

1-     دانش آموزان را به سوی مسائلی که برای آنها قابل تحقیق است و به راحتی به نتیجه می رسند هدایت کنند نه مسائلی که حل کردن آنها  از توانایی کودکان خارج است.

2-     به دانش آموزان مهارت کنترل متغیرهای را آموزش دهند. یعنی این که در یک تحقیق چه چیزهایی را باید ثابت نگه داشت و چه چیزی را باید تغییر داد.

3-     در مورد طراحی های هر گروه به بحث وتبادل نظر بپردازند تا هر گروه، به نقاط قوت وضعف خود پی ببرند.

4-     نتیجه گیری از بحث ها و انتخاب بهترین طراحی را به عنوان راه حل مسئله که احتمالا تلفیقی از راه های ارائه شده است نباید فراموش کرد.

 

 

9- آزمایش کردن:

       آزمایش کردن در آزمایش کردن همه مهارتهای  قبلا آموخته شده به کار گرفته می‌‌شود.در یک آزمایش به حاصل اندازه‌گیری‌هایی که انجام می‌شود  داده می‌گوییم.با مطالعه داده‌ها می‌تواند به نتایج کار الگویی بخشید برای مثال اندازه‌گیریهای مربوط به حجم، زمان و دما داده هستند. تنظیم داده‌ها د رجدول منا را به شناخت الگوی داده‌ها یاری می دهد.

 

 

مثال:

مسئله: چه عاملی  در قدرت آهن‌‌ربای الکتریکی تآثیر دارد؟

فرضیه: اضافه کردن باتری به آهنربای الکتریکی آن را قویتر می سازد.

مواد لازم:

روش آزمایش

جمع‌آوری داده‌ها

 

مثال: اگر بخواهید آزمایشی ترتیب دهید که بفهمید آیا مخمر،‌شکر را بهتر مصرف می‌کند یا شربت آلبالو را،‌فرضیه‌ی شما چه خواهد بود؟

برای فرضیه خود آزمایش را  ترتیب دهید.

10- نتیجه‌گیری

     منظور از نتیجه‌گیری آن است که دانش‌آموز بتواند با استفاده از مشاهدات وداده‌هایی که در اختیار اوست الگوها و روابطی را  میان داده‌ها پیدا کند و به اصطلاح دلایل بروز پدیده‌ها را ارائه دهد. برای مثال وقتی دو نوع خاک در  دسترس کودک قرار می‌گیرد او می‌بیند که آب در خاک زبرتر سریع‌تر از خاک نرم‌تر نفوذ می‌‌کند پس، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که اندازه‌ی دانه‌های خاک در سرعت عبور دادن آب دخالت دارد.

    در نتیجه‌گیری آگاه بودن از دانش‌پایه ضروری است.( مثلا در مورد علائم یک بیماری فقط پزشک می‌تواند اظهار نظر کند) از این رو نباید انتظار داشت که دانش‌آموزان بتوانند قوانین و اصول حاکم بر پدیده‌ها را خودشان کشف کنند. مگر اینکه اطلاعات لازم را به آنان بدهید.

       

 

همین قدر که دانش‌آموز سعی می‌کند در مورد رویدادهای خیلی ساده قاعده‌ای کلی اما ساده را بیان کند کافی است.

       مثلا دانش آموزان دوره ابتدایی پس از انجام دادن یک آزمایش ساده و با  رجوع به تجربه های پیشین خود به این نتیجه می‌رسند که چرخ حرکت اجسام را ساده می‌کند. که در همین سطح برای او مطلوب است.

 

فعالیت:

یکی از فصلهای کتاب‌های علوم دوره ابتدایی را انتخاب و ابعاد مهارتی آن را مشخص کنید:

 

فعالیت:

در یک گردش علمی  خارج از شهر که در بردارنده‌ی مطالعه‌ی محیط زیست جانوری و گیاهی است چگونه ،‌با ارزش شمردن محیط زیست طبیعی را  در دانش‌آموزان خود ایجاد می‌کنید؟


  • سانیا احدی

پر درامد ترین شغل

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۸ ب.ظ
موضوع پرونده درآمدزاترین تخصص های حال حاضر ایران است. این موضوع را با پردرآمدترین اشخاص ایران اشتباه نگیرید فهرستی که همراه با توضیح می خوانید حاصل جست و جو میان جامعه محافظه کار ایران است!

برترین مجله اینترنتی ایران

همشهری جوان: دلایل بسیاری وجود دارند که باعث می شوند هیچ کس دوست نداشته باشد کسی از میزان دقیق دارایی اش باخبر شود. اینها تنها محدود به قشر پردرآمد جامعه هم نمی شود، اگر به دوروبرتان دقت کنید، حتی آدم های کم درآمد هم به طور دقیق به شما نمی گویند چقدر درآمد دارند! 

این شاید خودش موضوع خوبی برای یک پرونده در آینده باشد که چرا ما تا این حد پنهان کار یا محافظه کار هستیم اما فعلا همین بس که این فضا را درک کنید و بدانید ما برای تهیه این پرونده با چه دشواری هایی مواجه بودیم. 

موضوع پرونده درآمدزاترین تخصص های حال حاضر ایران است. این موضوع را با پردرآمدترین اشخاص ایران اشتباه نگیرید که آن حکایت دیگری دارد. حتی موضوع مورد بحث ما مربوط به مشاغلی مثل ساختمان سازی یا کارخانه داری نیست که آنها بیش از تخصص به سرمایه نیاز دارند. 

بنابراین پرس و جو درباره پردرآمدترین مشاغل حال حاضر ایران را آغاز کردیم و فهرستی که همراه با توضیح می خوانید حاصل همین جست و جو میان جامعه محافظه کار ایران است!

متخصص کامپیوتر

کسب درآمد مدرن



دیگر حتی در بقالی ها هم روزگار بدون کامپیوتر سر نمی شود. دنیا مدرن شده و در هر کسب و کاری نیاز به استفاده از کامپیوتر وجود دارد. بعضی مشاغل که حتی بدون این وسیله فلج می شوند، نمونه اش همین روزنامه نگاری که اگر کامپیوتر را از تحریریه ها بردارند همه از ناتوانی به گریه می افتند. 

در ماه های واپسین سال گذشته بود که چند روزی استفاده از ای میل ها ناممکن شد. بعدها که کارشناسان حوزه فناوری در یک سایت خبری به تحلیل ماجرا پرداختند، آمارهای شگفت آوری از میزان خسارت های اقتصادی بابت همان چند روز مسدودشدن ای میل ها به دست آمد. 

در واقع امروز معاملات تجاری مهم و رد و بدل شدن پول در شبکه های بانکی داخل و خارج کشور توسط اینترنت و از طریق کامپیوتر صورت می گیرد. به این ترتیب برمی گردیم به سر خط ماجرا و همان متخصص های کامپیوتر.

درآمد متوسط: سالانه 30 میلیون تومان

بالاترین درآمد: سالانه 150 میلیون تومان





متخصص و جراح زیبایی


دماغ دانه ای 7 میلیون تومان



در اینکه غریب به اتفاق ایرانی ها از تماشای بینی خودشان در آینه متنفرند جای تردیدی نیست. شاید عده بسیاری از این افراد دچار وسواس فکری و انواع دیگری از بیماری های روانی باشند اما هرقدر هم که خوشبین باشیم، بازهم حقیقت این است که بینی های فراوانی در این آب و خاک نیاز مبرم به جراحی دارند. البته اینکه هر چهره ای به شکل طبیعی اش زیباتر است هم نکته ای است که اگر جماعت باورش می کردند تا حدود زیادی آمار جراحی بینی را پایین می آورد اما بازهم واقعیت این است که نگاه هر کسی به بینی های چندمیلیونی سربالا می افتد و دلشان می خواهد آنها هم دماغشان را بسپارند به دست جراح. 

قیمت زیباسازی یک بینی در بازار متخصص های این جراحی متفاوت است. ممکن است شما جراح گمنامی را پیدا کنید که با 500 هزار تومان هم دماغ شما را زیر تیغ و چکش ببرد اما در بازار حرفه ای ها قیمت از 2 میلیون تومان شروع می شود و تا 7 یا 8 میلیون هم بالا می رود. 

معمولا جراح های حرفه ای و سرشناس دو روز در هفته را به عمل جراحی اختصاص می دهند و سایر روزها را در مطب به ویزیت عمل شده ها و افرادی می پردازند که برای جراحی مراجعه می کنند. در آن روز جراحی هم چهار تا پنج فرد در هر روز مورد جراحی قرار می گیرند. 

به طور میانگین یعنی هفته ای 16 تا 20 نفر. این ارقام را که ضربدر ماه های سال و قیمت جراحی توسط حرفه ای ها کنید، ارقام ابتدایی مطلب را به دست می آورید. البته این منهای دغدغه های گونه و لب و پوست و... است که آنها هم برای خودشان رقمی می شوند. با احتساب افت و خیزهای بازار، سفرهای سالانه برای شرکت در سمینارها و... ارقام ابتدای مطلب بسیار نزدیک به واقعیت است.

مسیر پولدارشدن: موفقیت در این رشته شاید حتی بیش از تخصص نیاز به روابط مناسب و تبلیغات گسترده داشته باشد. بازار جراحی زیبایی آن قدر وسوسه کننده است که جراح های گوش و حلق و بینی هم ترجیح می دهند بیش از هر کاری اقدام به جراحی بینی کنند. 

سایر خدمات زیبایی مثل تزریق ژل و چربی که زحمت و خطر کمتری دارد، حتی پزشکان عمومی را هم وارد این عرصه کرده است. بنابراین اگرچه ایران یکی از بهترین بازارهای حوزه زیبایی است اما رقابت هم در این بازار بسیار نفسگیر شده است. 

در حال حاضر متخصص های فعال در این حوزه با ایجاد روابط مناسب با نشریه های سبک زندگی و سلامت و درج آگهی های ثابت، تلاش می کنند رقبای دست به تیغ و چکش خود را پشت سر بگذارند. شما هم اگر قصد موفقیت در این حوزه را دارید، حتما پس از کسب مدارک و مهارت های لازم، توصیه های ذکرشده در این ستون را خیلی خیلی جدی بگیرد.

چهره شاخص: دکتر محسن نراقی فوق تخصص رسمی جامعه جراحان بینی آمریکا، عضو آکادمی جراحان پلاستیک و ترمیمی صورت آمریکا، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رییس انجمن تحقیقات راینولوژی است. برای وقت گرفتن از او باید ماه ها در انتظار بنشینید و تازه آقای دکتر از آنهایی نیست که چون شما دلتان می خواهد، دماغتان را جراحی کند. او تنها حاضر به انجام عمل جراحی روی کسانی است که واقعا نیاز به جراحی داشته باشند. دکتر نراقی از چهره های شناخته شده جراحی پلاستیک در دنیاست و هر سال زمان بسیاری را صرف حضور در سمینارهای معتبر، ارایه مقاله و آشنایی با تازه های این حرفه می کند. درباره او گفته می شود که هزینه عمل جراحی زیبایی اش کمتر از 8 میلیون تومان نیست.

متخصص و جراح زیبایی

دماغ دانه ای 7 میلیون تومان

درآمد متوسط: سالانه یک میلیارد و 152 میلیون تومان

بالاترین درآمد: سالانه 2 میلیارد و 880 میلیون تومان

گفت و گو با دکتر علی زینلی جراح و متخصص سر و گردن، بینی و صورت

هنر و اقتصاد، ابزار موفقیت جراح پلاستیک

*چه افرادی می توانند جراحی های زیبایی را انجام دهند؟

جراحی های زیبایی را سه گروه از جراحان انجام می دهند.

1- جراحان و متخصصان گوش و حلق و بینی

2- جراحان پلاستیک

3- جراحان فک و صورت

*افرادی که در رشته های جراحی زیبایی کار می کنند وضعیت مالی بهتری دارند؟

در رشته پزشکی هدف اولیه خدمت به مردم است. عمل های زیبایی هم در رفع دردهای فکری مردم پیش می روند. هیچ الزامی وجود ندارد که هرکس علم بیشتری دارد ثروتمندتر شود. بعضی از افراد که شم اقتصادی دارند ممکن است در رشته های دیگر زودتر پولدار شوند.

بنابراین فردی که به دنبال رشته پزشکی می رود نباید از ابتدا برای پولدارشدن برنامه ریزی کند. هیچ پزشکی فقیر نیست و هیچ فردی هم با پزشکی ثروتمند نمی شود؛ مگر اینکه در زمینه های دیگری هم فعالیت داشته باشد.

*نرخ جراحی های زیبایی رایج مانند بینی چطور تعیین می شود؟

برای انجام جراحی های زیبایی قیمت ثابتی وجود ندارد و عرضه و تقاضاست که قیمت ها را مشخص می کند. جراحانی که تجربه بیشتری دارند و کارشان بی عیب و نقص است مورد اعتماد مردم هستند و به همین دلیل دستمزد بیشتری می گیرند. جوان ترها که تجربه کمتری دارند دستمزدشان پایین تر است.

*این روزها حداقل دستمزد جراحان بینی چقدر است؟

حداقل دستمزد به طور معمول 1/5 تا 2 میلیون است.

*کار کردن در زمینه جراحی های زیبایی چه مشکلاتی دارد؟

به طور کلی جراحی جزو رشته های سخت است؛ به ویژه جراحی پلاستیک که یکی از سخت ترین رشته هاست. وقتی بیمار به مطب می آید در بیشتر مواقع سالم است و برای بهترشدن وضعیت ظاهری اش به پزشک مراجعه می کند و مهم است که از نتیجه کار راضی باشد.

*یک جراح زیبایی موفق باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

مهم ترین شاخص یک جراح موفق این است که دیگران از کار او رضایت داشته باشند. علاوه بر این یک جراح خوب باید با علم فیزیولوژی آشنایی داشته باشد، آناتومی صورت و بدن را بداند و قادر باشد ضمن عمل، شکل صورت را به خوبی حفظ کند. 

داشتن برنامه هم موضوع مهمی است و جراح باید بتواند برای کاری که قرار است انجام دهد به خوبی برنامه ریزی کند، این برنامه را به بهترین نحو روی صورت پیاده کند و در پایان از کار خودش راضی باشد.

*چطور دو جراح زیبایی با تحصیلات و تجربه کم و بیش یکسان از لحاظ کار حرفه ای در یک سطح قرار ندارند، یکی معروف می شود و دیگری در حد یک جراح معمولی باقی می ماند؟

در این حرفه فقط تحصیلات دانشگاهی کافی نیست، بلکه علاوه بر آن یک فرد متخصص باید از شم هنری بالایی هم برخوردار باشد. در واقع اگر دو جراح تحصیلاتشان یکسان باشد، نتیجه کار آنها یکی نمی شود و فردی موفق تر است که علاوه بر علم، هنر هم داشته باشد. 

می توان گفت حتی جنبه هنری این کار بر جنبه علمی آن می چربد. تجربه در موفقیت جراحان زیبایی تاثیر زیادی دارد ولی در کنار آن استعداد هنری هم لازم است.



وکیل خانواده

بازهم جدایی!



تقریبا چند سالی از اینکه شغل وکالت – به شکل تخصصی در زمینه طلاق – تبدیل به یکی از حرفه های پردرآمد در جامعه ایرانی شده است می گذرد. میزان حق وکالت دریافتی بستگی به مسائل مختلفی دارد. مثلا اینکه چقدر مهریه کرده باشید یا چقدر مهریه شما باشد و از آن مهم تر، چقدر این جدایی برایتان مهم است. 

به هر حال موفقیت در استفاده از موضوع جدایی تنها مختص به اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین نیست، وکلا از خیلی سال پیش از بازار مشاغل ایران با «جدایی» اسکار برده اند!

مسیر پولدارشدن: در اینکه باید مدارک لازم جهت کسب اطلاعات، توانایی و البته مجوز لازم برای کسب و کار در این حرفه را به دست بیاورید که شکی نیست اما... باید بسیار باهوش باشید. حالا دیگر دست زیاد شده و موفقیت در این حوزه چندان هم آسان نیست. 

علاوه بر تبلیغات مناسب، باید به نوعی جامعه شناس و روانشناس خوبی هم باشید. شناسایی دقیق جغرافیای محل فعالیت به لحاظ احتمال طلاق در آن ناحیه از شهر می تواند در موفقیت شما بسیار موثر باشد.
چهره شاخص: بدون شک کسی که یکی از مهم ترین پرونده های تاریخ قضایی ایران را وکالت کرده و بیشترین حق الوکاله را گرفته موفق ترین است؛ چیزی در حدود یک و نیم میلیارد تومان. 

علی صابری متولد 1352 و از بدو تولد نابینا بود. شاهکار علی صابری که او را به شهرت رساند، به نتیجه رساندن پرونده کیفری خون های آلوده بود. کانون هموفیلی ایران در سال 80 موفق شد به یاری علی صابری، پرونده کیفری را به نتیجه برساند؛ طوری که بین 2 تا 10 سال حبس برای مقصران صادر شد.

درآمد متوسط: سالانه 72 میلیون تومان

بالاترین درآمد: سالانه n میلیون تومان بسته به پرونده هایی که گیرتان بیاید

گفت و گو با سارا نجیمی، وکیل پایه یک

از وکیل 2 میلیاردی داریم تا وکیل 500 هزار تومانی

*دریافت حق الوکاله استاندارد خاصی دارد؟

بله ولی کلا پرونده های مختلف و وکلای مختلف رقم های متفاوتی دریافت می کنند.

*منظور شهرت وکیل و ارزش مالی پرونده است؟

دقیقا. مثلا عرف در موضوع طلاق توافقی رقمی بین یک تا یک و نیم میلیون تومان است ولی من هم به شما می گویم وکیلی را می شناسم که برای یک طلاق غیابی 14 میلیون تومان دریافت کرده است.

*شرایط موفقیت مالی در شغل شما چیست؟

خیلی مسایل را باید در نظر گرفت. از انتخاب محل کار، فضای کار، نوع پوشش وکیل که بسیار مهم است و حتی جزو واحدهای درسی در دانشگاه به شمار می رود، نوع رفتار با موکل که بحث روان شناسی است و مراجعه کننده بدون اعتماد به وکیل هرگز نمی تواند پرونده اش را بسپارد و...

*در این فضا هنوز هم می توانیم وکالت را یکی از مشاغل پردرآمد بدانیم؟

کسب درآمد در این حرفه می تواند خیلی خیلی زیاد باشد. البته من وکیلی را هم می شناسم که در پرداخت مالیات 400، 300 تومانی می ماند اما وکلایی هم هستند که برایشان مالیات 70 میلیون تومانی می آید. 

مساله این است که زنده کردن یک زمین می تواند 2، 3 میلیارد تومان برای وکیل دستمزد به همراه داشته باشد و این حق قانونی یک وکیل است. در مجموع بستگی به این دارد که چقدر فعال باشید و چقدر پرونده های بزرگ در دست بگیرید و توانایی به نتیجه رساندن آنها را داشته باشید.



بازیگر سینما و تلویزیون

پول بازی



دیگر تردیدی وجود ندارد که حداقل رقم دریافتی بازیگران مطرح ایران برای بازی در یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی کمتر از 50 میلیون تومان نیست. این رقم بسته به ارزش بازیگر برای گیشه و نوع فیلمی که قرار است در آن به ایفای نقش بپردازد گاهی تا 200 میلیون تومان هم می رسد. بعضی بازیگرها دست رد به سینه هیچ تهیه کننده و کارگردان و فیلمنامه ای نمی زنند و این چنین است که مثلا امین حیایی و حامد بهداد مردانی برای تمام فصول پرده سینما در طول سال هستند. اگرچه این هم هست که بازیگرها به ویژه اگر مطرح باشند، خرج بالایی هم برای خودنمایی در جامعه دارند. به هر حال نمی شود که ستاره باشی و پرایدسوار شوی یا گوشی موبایل درپیتی دستت بگیری یا لباس هایت برند نباشد یا... همین دیگر، ستاره بودن خرج هم بسیار دارد.

مسیر پولدارشدن: در نسل جدید بازیگران ایرانی بیش از هر چیز روابط دوستانه و خانوادگی نقش مهمی دارند. البته بر منکرش لعنت که پائولو مالدینی هم فرزند چزاره مالدینی بود اما اگر مارلون براندو بازیگر بود پس... چه می گوید؟!

 این حرف ها برای این است که بگوییم در این حرفه هم علاوه بر داشتن چهره خوب، توانایی علمی و تجربی، مطالعه و... خیلی چیزهای دیگر هم دخیل است. می گویید نه؟! اگر عشق بازیگری هستید همین حالا به یکی از موسسه های سینمایی که تست بازیگری می گیرند و آگهی هایشان در روزنامه فراوان است سر بزنید و فرم پر کنید. یکی از گزینه های پرسش نامه این است: «چه امکاناتی می توانید در اختیار فیلم قرار دهید؟» پول،ماشین، لوکیشن یا چی؟!

چهره شاخص: بحث اگر بحث توانایی و کیفیت کار باشد باید از آدم های دیگر نام ببریم اما فعلا بحث گیشه است و گلزار چهره ای است که خوب می فروشد و درباره اش گفته می شود این اواخر حتی درخواست دستمزد 250 میلیون تومانی برای بازی در یک فیلم را ارایه داده است. کشف ایرج قادری در اواخر دهه 70 که با فیلم سام و نرگس وارد سینما شد، حالا در ابتدای سال 91 بیش از یک دهه است که گران می گیرد و خوب می فروشد!

درآمد متوسط: سالانه 150 میلیون تومان

بالاترین درآمد: سالانه 500 میلیون تومان

امیر جعفری از داغ شدن بحث پولداربودن بازیگرها انتقاد می کند

دخل و خرجمان باهم نمی خواند



*درآمد بازیگری چطور است؟ با این دیدگاه مردم موافقید که می گویند بازیگری کار پردرآمدی است؟!

خیلی دوست دارم یکی از این افراد که می گوید بازیگری کار پردرآمدی است بیاید و یک نفر را که از راه انجام این کار پولدار شده به من نشان دهد. واقعا دوست دارم این اتفاق بیفتد تا از آن بازیگر بپرسم چطور توانسته پولدار شود؟ 

در جایی که افراد با ساخت تیزر یا کارهای متفرقه دیگر – که با حمایت های مالی کلان خانواده هایشان است – توانسته اند پولدار شوند باید بگوییم که بازیگری کار پردرآمدی است؟! در ایران شما کدام بازیگر را می شناسید که کارش تنها بازیگری است اما مانند بازیگران کشورهای دیگر اگر دو سال هم سر کار نرفت، نگرانی نداشته باشد؟ 

اتفاقا به نظر من مردم خودشان هم می دانند که بازیگری کار پردرآمد و آینده داری نیست چراکه مثلا وقتی فرزندشان مهندس کامپیوتر است و می خواهد سراغ بازیگری هم بیاید حاضر نیستند کارش را از دست بدهد و معتقدند که در کنار آن، کار بازیگری را هم انجام دهد. 

این به این معناست که باور دارند بازیگری را نمی توان به عنوان یک شغل دانست. تعجب من از این است که باتوجه به این موضوع چرا باز می گویند بازیگران درآمد زیادی دارند! پولی که بازیگران می توانند از راه کاری که انجام می دهند دربیاورند در حدی است که تنها با آن گذران زندگی کنند. یک موضوع مهم دیگر هم در این میان مطرح است. اینکه اگر بازیگری برای انجام کارش پول خوبی می گیرد به همان اندازه هم باید خرج کند. 

مثلا فرض کنید من یا هر بازیگر دیگری بخواهیم برای رفت و آمد از مترو، اتوبوس یا... استفاده کنیم، کاری که شدنی نیست به خاطر اینکه خیلی اذیت می شویم زیرا مرتب باید به سوالات مختلف پاسخ بدهیم. یا اگر بخواهیم ماشین بخریم نمی توانیم مثلا یک پراید بخریم و حتما باید سراغ ماشین های دیگری برویم.

*به نظر شما یک بازیگر به همان اندازه که دستمزد خوب می گیرد هزینه های زندگی اش هم بالاست؟

دقیقا. مساله مهم دیگری که به نظرم باید به آن توجه کنیم این است که در این زمینه به فرهنگ سازی احتیاج داریم. اینکه مردم درک کنند بازیگران هم یک آدم معمولی هستند و زندگی روزمره دارند. نه اینکه وقتی من نوعی را در بانک یا صف نانوایی می بینند با تعجب نگاهم کنند یا بپرسند که مگر شما هم این کارها را انجام می دهید؟! مگر ما چه تفاوتی با بقهی داریم؟ 

یک موضوع آزاردهنده دیگر هم این است که در اینجا برای هنرمند منتقد، نویسنده و... ارزشی قائل نیستند و تنها وقتی یک نفر می میرد دارای ارج و قرب می شود و برایش بزرگداشت می گیرند! 

مثل اتفاقی که برای ایرج قادری افتاد و هیچ کس در حد چند خط هم در موردش ننوشت. یا علیرضا داوودنژاد که چند وقت است در بیمارستان است و هیچ کس نمی پرسد هزینه های درمانش از کجا تامین می شود.

*با این حساب باید دنبال شغل دوم هم باشید؟

نه، به دلیل اینکه وقت دیگری ندارم تا بتوانم کار دومی را انجام دهم. فقط می خواهم بگویم من زمانی که بازیگری را انتخاب کردم به پولدارشدن فکر نکردم.



مربی و بازیکن فوتبال

از 777 به 999 میلیون



وضعیت پرداخت دستمزد بازیکنان و مربیان فوتبال در ایران شاید در حد سایر کشورهای مطرح در قاره آسیا نباشد اما بازهم بازیکنان و مربیان طراز اول فوتبال سالانه کمتر از 400 میلیون تومان دریافت نمی کنند. این البته منهای پاداش هایی است که در طول فصل به دلایل مختلف دریافت می کنند. بازیکنان سطح اول فوتبال ایران تازه این امکان را هم دارند که با یک یا دو فصل بازی در تیم های عربی پول خوبی به جیب بزنند. علاوه بر این بازیکنان و مربیان فوتبال به دلیل محبوبیت در جامعه معمولا از امتیازهایی برخوردار می شوند که شامل حال سایر اقشار نمی شود. مثلا چه کسی حاضر نیست به یک بازیکن محبوب فوتبال در زمان خرید خودرو تخفیف ویژه بدهد؟ تازه اینکه چیزی نیست، بعضی ها حتی خودرو هم هدیه می دهند!

مسیر پولدارشدن: از آنجایی که اینجا ایران است، شما باید خیلی خوش اقبال باشید که کسی استعدادتان را کشف کند، پس برای اینکه هیچ چیز را به شاید و اگر و اما نسپرده باشید، باید کار را از مدارس فوتبال آغاز کنید. این آغاز راه است و درخشش در فوتبال رده سنی پایه می تواند فرصت های خوبی را برای حضور در سطح اول فوتبال ایران در اختیار شما بگذارد.

علاوه بر این هرجا که پول بزرگی در گردش باشد، حتما سر و کله دارودسته مافیا و باندهای پشت پرده هم پیدا می شود. بنابراین شما برای اینکه از این کوه آتش مثل سیاوش صحیح و سالم بیرون بیایید، حتما نیاز به یک مدیر برنامه درست و حسابی دارید.



چهره شاخص: بچه نازی آباد... امیر خانه، امیر خانه... این سرود معروفی است که در ورزشگاه ها برای امیر قلعه نویی می خوانند و اطرافیانش می گویند اتفاقا خیلی هم این سرود را دوست دارد. 

امیر قلعه نویی کسی است که می گویند میان مربیان ایرانی بالاترین دستمزد را دریافت می کند. او پول خوب می گیرد، بازیکن خوب می خواهد و قهرمانی هم برای تیم هایش خوب می آورد. 

در بین بازیکن های فوتبال هم ترجیح می دهیم از سیدمهدی رحمتی نام ببریم. درباره او گفته می شود که حتی با رقم قراردادهایش تفریح هم می کند. مثلا 777 میلیون تومان و حالا 999 میلیون تومان برای یک فصل!

همه می توانند پولدار شوند یا اینکه پولداربودن شخصیت خاص می خواهد؟ یک روانشناس توضیح می دهد



در اهمیت جاه طلب بودن

برای مطالعه یک مطلب هیجان انگیز و البته کاربردی برای کسب درآمد در حرفه خود آماده باشید. برای این کار نیاز به کسی داشتیم که تخصص لازم را داشته باشد. 

دکتر علی اصغر کیهان نیا روان شناس و نویسنده چندین کتاب روان شناسی در زمینه های مختلف است. او کتابی تحت عنوان «راز موفقیت در بازار کار» نوشته است که در آن راهکارهای مختلف برای رسیدن به موفقیت شغلی ارایه شده و درواقع اصل جنس است برای موضوعی که ما در این پرونده دنبال کشفش بودیم. گفت و گو با دکتر کیهان نیا را بخوانید و راه و روش موفقیت مالی را بیاموزید.

*آقای دکتر چطور می شود که بعضی ها از یک شغل به نظر معمولی کلی پول درمی آورند؟

عصر ما، عصر فناوری، تکنولوژی، سرعت و رقابت است. در جهان امروزی جنگ قدرت، اطلاعات و توانمندی برقرار است و کسی در این جنگ پیروز می شود که حداقل از یک تخصص برخوردار باشد و بتواند ارزش های خود را در قالب این تخصص ثابت کند. جوانان زیاده خواه، تنوع طلب، بلندپرواز و رویاپرور هستند و این خصوصیت جوانی است اما اندیشه های بلندپروازانه جوان با گذشت زمان تغییر می کند این اندیشه ها و ایده ها باید به عمل تبدیل شوند.

*یعنی پولدارها کسانی هستند که رویاهایشان واقعی شده؟

کامیابی از سه منظر بروز پیدا می کند: بعد اقتصادی که زندگی مادی انسان را متحول می کند، بعد اجتماعی که برای انسان احترام و شخصیت مردمی به همراه می آورد و بعد شخصی که موج رضایت خاطر و اعتماد به نفس در فرد موفق می شود.

برای موفق شدن باید هدف مشخص شود. جوان باید بداند که هیچ چیز مجانی به دست نمی آید و هر چیزی بهایی دارد. باید بدانیم که موفقیت راز و رمزی ندارد بلکه راه و روش دارد، موفقیت حاصل کار و تلاش است و نه شانس و اقبال. 

در ابتدا باید ویژگی های خاصی داشته باشد. اول آنکه باید دستیابی به آن رفاه و آسایش را به همراه بیاورد. به عنوان مثال پول می تواند رفاه و آسایش بیاورد. می گویند پول خوشبختی نمی آورد اما نبودش حتما بدبختی می آورد. دومین خصوصیت یک هدف خوب آن است که به فرد احساس مفید بودن می دهد زیرا فرد رسیدن به آن هدف را دوست دارد و از تلاش برای رسیدن به آن خسته نمی شود. 

این هدف نباید براساس چشم و هم چشمی یا تحت فشار خانواده انتخاب شده باشد. بلکه باید براساس استعداد، علاقه، امکانات و شرایط فرد باشد. هر هدفی که تعیین می شود، استرس ایجاد می کند و این موضوع طبیعی است اما نباید از داشتن هدف ترسی داشته باشیم. 

مسافرت با هواپیما خطراتی هم دارد اما ما را سریع تر از کشتی به مقصد می رساند. در دریا هم صدف و هم کوسه وجود دارند. یعنی هر هدفی سختی و ترس دارد اما باید در مسیر آن هدف حرکت کرد تا به موفقیت رسید.

*اما این طوری توی دل هدف رفتن خیلی ریسک دارد.

خطرناک ترین کار آن است که در خانه بنشینیم و در دودلی انتخاب بمانیم و تصمیم نگیریم. در همه انسان ها باتری 100 ولتی وجود دارد که ما فقط از 20 ولت آن استفاده می کنیم، یعنی ما انسان ها از توانایی ها و استعدادهای خود بهره کافی نمی بریم. بیشتر انسان ها از ابراز وجود کردن هراس دارند زیرا ارزش های خود را به خوبی نمی شناسند و قدرت ابراز آنها را ندارند.

شعار من این است: «وسیع باش، تنها و سخت». وسیع باش به این معنی که آرزوهای بزرگ داشته باش، به کم قانع نباش. تنها باش یعنی فقط روی خودت و توانایی های خودت حساب کن و سخت باش یعنی تلاش کن و سختکوش باش تا موفق شوی.

برای موفق شدن باید مثبت اندیش بود و تصورات منفی را از خود دور کرد. خودباوری برای رسیدن به موفقیت ضروری است. شانس و اقبال معنی ندارد. شانس یعنی شعور استفاده از موقعیت های پیش آمده.

*این تعریفتان خیلی فانتزی است. در دنیای واقعی هم از این خبرها هست؟

باید بدانیم که یک دانه لوبیا اگر سالم باشد، آب و خاک و نور خورشید هم برای آن مهیا باشد ناچار است که سبز شود. دوم تقویت اراده، انسان ضعیف به چه کنم چه کنم می افتد در حالی که انسان با اراده در نهایت به هدف خود می رسد. 

سوم داشتن برنامه، بیشتر مردم منتظر یک اتفاق هستند تا دری به تخته بخورد و همه چیز بر وفق مراد شود. این تصور دور از واقعیت است و باید تلاش کرد و برنامه داشت و چهارم توکل به خدا. از انسان های موفق نیز می توان انگیزه گرفت و الگوبرداری کرد ولی نباید به رویاپردازی پرداخت.

*چقدر موفقیت مادی در یک شغل به نوع آن بستگی دارد؟

در هر کاری پشتکار و تلاش حرف اول را می زند. حتی با ضریب هوشی پایین هم می شود به موفقیت های بزرگ رسید به شرط آنکه تلاش و پشتکار وجود داشته باشد. 

لازمه موفقیت در هر شغلی برنامه ریزی و تلاش فوق العاده است. کسی که پشتکار نداشته باشد تا نیمه راه می رود و وقتی به سختی های راه می رسد آن را رها می کند و به سراغ کار دیگری می رود. البته باید به توانایی ها، استعدادها و امکانات خود توجه کنید! اگر کسی وضعیت مالی خوبی نداشته باشد، بهتر است هدف خود را موفق شدن در رشته ورزشی تنیس قرار ندهد یا کسی که قد بلندی دارد شاید استعداد تبدیل شدن به یک ستاره در رشته ورزشی بسکتبال را داشته باشد.

*آدم پولدارها ویژگی اخلاقی خاصی دارند؟

برای ثروتمند و موفق شدن در یک شغل خصوصیت ویژه ای نیاز نیست و هرکس می تواند به این موفقیت برسد، فقط باید دو مورد را رعایت کند، اول داشتن انگیزه، انگیزه باید جاه طلبانه باشد. 

جاه طلبی خصوصیت خوبی است به شرط آنکه در چارچوب اخلاقیات باشد و حق کسی ضایع نشود. برای دستیابی به موفقیت باید گرسنه کار و پیشرفت بود.

دوم رعایت قانون تدریج، یعنی باید بداند که موفقیت یک شبه به دست نمی آید و برای پیشرفت باید پله پله از نردبان ترقی بالا رفت.

*موفقیت شغلی و موفقیت مادی در یک شغل چقدر به هم ربط دارند؟

این موضوع به فرهنگی که افراد در آن تربیت شده اند، بستگی دارد. بعضی خانواده ها درس خواندن و کسب مدارج بالای علمی را ارجح می دانند و بعضی دیگر، رسیدن به پست و مقام را موفقیت شغلی تعریف می کنند و برای عده ای دیگر درآمد و موفقیت مادی حرف اول را می زند. 

پس بستگی دارد که فرد در چه محیطی پرورش یافته است، این محیط ارزش های فرد و فرهنگ او را تعیین می کند. بیشتر انسان هایی که در فقر بزرگ شده اند پول را در اولویت خود قرار می دهند اما برای افرادی که از خانواده های مرفه می آیند پست و مقام یا تحصیلات مهم تر است.
  • سانیا احدی

خوش خطی

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۵ ب.ظ
خیلی از ما از بد خط بودن خودمان شاکی هستیم. بعضی ها هم به دنبال کلاس خوش خطی می روند. اما آیا تغییر دست خط، فرایند ساده ای است؟

به گزارش خبرنگار گروه آموزش خبرگزاری دانا (دانا خبر)، ضعف آموزش مهارت های هنری در مدارس کشور، موضوع تازه ای نیست. کتاب هنری که به کار دانش آموزان نمی آید و معلمانی که نمی توانند و یا نمی دانند باید چه چیزی را به دانش آموزان آموزش دهند.

البته صرف نظر از هنرهایی مانند نمایش و موسیقی به نظر می رسد عدم دسترسی دانش آموزان به مهارت هایی مانند طراحی ابتدایی و نیز خوش نویسی باعث بروز مشکلاتی در دوره بزرگسالی آن ها می شوند.

همه ما مردمی را دیده ایم که وقتی یک کودک کاغذی را جلوی آن ها قرار می دهد تا طرحی بزنند، با وجود بزرگسالی اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و نمی توانند حتی یک خط بکشند.

تمرین خط روی فیش های بانکی

اما «دست خط» با وجود استفاده از روش های رایانه ای، هنوز مهارت مهمی در زندگی اجتماعی ما است. برای همین است که بسیاری از ما برای حل مشکل بد خطی خود که یادگار کودکی است، به موسسات خصوصی آموزش خط مراجعه می کنیم.

به تازگی تبلیغاتی در سطح شهر منتشر شده است که به شما نوید می دهد خوش خطی را بدون نیاز به تمرین به شما آموزش می دهد. از آن جا که این موسسه، یکی از موسسه های معروف خوشنویسی در کشور است بر آن شدیم تا چند و چون این آموزش را جویا شویم زیرا، قید «بدون تمرین» برای آموزش یک مهارت هنری سوال برانگیز است.

اپراتور یکی از شعبه های موسسه، به ما گفت که آموزش اولیه دو ماهه خواهد بود. هفته ای یک جلسه که روی هم می شود 8 جلسه یک و نیم ساعته و روی هم رفته 12 ساعت.

شما در کلاس تمرین می کنید اما نیازی نیست این تمرین ها را در خانه ادامه دهید. استدلال آن ها هم این است که هر فرد روزانه به بانک مراجعه کرده و برای کار های این چنینی چند دقیقه ای صرف نوشتن با خودکار می کند. همین نوشتن چند دقیقه ای از نظر طراحان این دوره کافی است که شما مهارت خوش خطی با خودکار را فرا بگیرید. البته در صورت تمایل می توانید دوره را تا 6 ترم ادامه دهید که این موجب می شود یک «خوش نویس» شوید.

با وجود این توضیحات این پرسش پیش آمد که آیا واقعا دوازده ساعت کلاس به علاوه فعالیت های روزانه بانکی، می تواند کسی را خوش خط کند؟

برای همین به سراغ یک کارشناس خطاطی رفتیم. حسین غلامی ابتدا نسبت به روش تدریس این موسسه اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: من این تبلیغات را ندیده ام. نمی دانم آن ها به چه روشی درس می دهند و آیا این روش جواب می دهد یا نه. البته واضح است که برای یادگرفتن خط شما نیاز به مشاهده الگوهای مناسب و در واقع مشق نظری هستید. این مشاهده، بدون تمرین نوشتن هم روی شما تاثیر می گذارد.

وی افزود: اما آیا این مشق نظری کافی است تا شما نیاز به تمرین نداشته باشید؟ بگذارید بگویم که اولا بحث نوشتن با خودکار تفاوت هایی با قلم دارد. خودکار چون ضخامت یکنواختی دارد، برای نشان دادن تفاوت ضخامت، هنرجو باید یاد بگیرد که از فشار دست استفاده کند. این منوط به تمرین بسیار است. یعنی این که چطور از فشار دست برای این منظور استفاده کنید.

غلامی گفت که تمرین در سر کلاس برای آموزش خوب است ولی برای این که مهارت در ذهن ثبت شود نیاز به تکرار دارد. وگرنه به حافظه بلند مدت نمی رود. بعید می دانم بدون تمرین و تکرار بتوان نتیجه ای گرفت.

سابقه نوشتاری کودکی، در بزرگسالی به سادگی تغییر نمی کند

این کارشناس خطاطی در ادامه به تجربه نوشتاری ایرانیان به عنوان یک فاکتور مهم اشاره کرد وگفت: بالاخره کسی که به کلاس خط می رود، ده تا بیست سال درس خوانده و در طول این سال ها به روش های اشتباه مدرسه نوشته است. این سابقه نوشتاری در ذهن او ثبت شده است و به آسانی حذف نمی شود. شما ممکن است به کلاس بروید و بتوانید با تمرکز روی تکنیک خوش خط بنویسید. ولی به محض این که بدون تمرکز بنویسید دوباره مثل قبل خواهید نوشت.

حسین غلامی تصریح کرد: در زندگی روزمره هم که معمولا می خواهیم سریع بنویسیم و وقت برای تمرکز کردن نداریم. برای همین دوباره به شیوه ای می نویسیم که در طول سال ها برای ما درونی شده است. خود من هم که یک خطاط هستم اگر بخواهم بدون تمرکز و سریع بنویسم مثل خطی که از بچگی هایم آموزش دیدم می نویسم. نه آن چه در بزرگسالی آموخته ام. بنابراین بعید می دانم بدون تمرین زیاد کسی بتواند خطش را به صورت دایمی خوب کند.

آنچه در کودکی آموخته ایم پایه و اساس خط ما است

او همچنین به تکنیک های فراون در خطاطی اشاره کرد و گفت: من منکر این نیستم که شما با کلاس رفتن بتوانید خوش خط شوید اما این نیازمند وقت و تمرین است. بعید می دانم دو ماهه بتوانید کل تکنیک ها را بیاموزید و مثلا بدانید حروف مختلف را کجا ها باید بکشید و کجا کوتاه بنویسید. این تبلیغات شاید به دلیل تلاش آموزشگاه ها برای شرکت هنرجو در کلاس باشد.

او آموزش کودکی را پایه واساس خط انسان دانست و گفت: شما ببینید کسی که می خواهد مثلا نستعلیق یاد بگیرد ممکن است در مراحل مختلف پیش استادان مختلفی برود اما پایه کارش چیزی است که اولین استاد به او یاد داده و ملکه ذهن او شده است. برای کسی که بیست سال درس خوانده سخت است به فکر اصلاح خط بیافتد.

غلامی، دانش آموزان گذشته را خوش خط تر از امروز دانست و گفت: مشکل خط باید ریشه ای حل شود. در کتاب های درسی قدیمی، درس ها با خط اصیل ایرانی نوشته شده بود و این مشاهده و تمرین از کودکی باعث خوش خطی شده بود. اما امروز متاسفانه این طور نیست و بچه ها خط اصیل فارسی یا همان نستعلیق را یاد نمی گیرند.


  • سانیا احدی

چگونه خوش خط شویم

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۲ ب.ظ

آیا دست خط بدی دارید؟ راهکارهای جالب برای خوش خطی

آیا از آن دسته افرادی هستید که از دست خط خود خجالت می کشید؟ به نظرتان دست خط بدی دارید؟ پس ما به شما توصیه می کنیم برای داشتن دست خطی زیباتر چکار کنید: – با فکر کردن به کاری که می خواهید انجام دهید شروع می کنیم: آیا افراد دیگر می توانند دست خط […]

آیا دست خط بدی دارید؟آیا از آن دسته افرادی هستید که از دست خط خود خجالت می کشید؟ به نظرتان دست خط بدی دارید؟ پس ما به شما توصیه می کنیم برای داشتن دست خطی زیباتر چکار کنید:

– با فکر کردن به کاری که می خواهید انجام دهید شروع می کنیم: آیا افراد دیگر می توانند دست خط شما را بخوانند؟ اگر دست خط بدی داشته باشید برای مردم خیلی سخت است که بین حروف تفاوت قائل شوند و ممکن است آنها را با هم اشتباه بگیرند. آیا بهآناندازه که لازم است قادرید سریع بنویسید؟ آیا می خواهید تاثیر خوبی روی فرد مقابل تان که نوشته تان را می خواند داشته باشید؟ دست خط شما شخصیت شما را آشکار میکند.

اولین کار این است که نوع نوشتن خود را تغییر دهید ، کمی آرام باشید. اگر درمورد دست خط و تاثیر آن برروی دیگری نگران باشید ،نمی توانید خوب بنویسید. روی نحوه خودکار بدست گرفتن ونحوه نشستن خود هنگام نوشتن دقت کنید. یک میز و زیر دستی راحت انتخاب کنید ، و خودکار را به گونه ای که در دست تان راحت باشد بگیرید.

به گزارش نیک صالحی ،همچنین دقت کنید وضعیت انگشتان تان در نحوه بکار گیری از خودکار کاملا راحت باشد . معمولا خودکار را بین انگشت شست و اشاره به گونه ای م یگیرند که خودکار به هیچکدام از آنها فشاری نیاورده و کاملا در دستان شما راحت باشد. سپس به آرامی و با اطمینان خاطر شروع به نوشتن کنید ؛ باز هم توصیه می کنم نگران نباشید با آرامش خاطر و بدون هیچ سرعتی بنویسید.

  • سانیا احدی

درس ادیسون

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ

درسی از ادیسون

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد.

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از دست کسی بر نمیآید و تمام تلاش مأموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.


پسر با خود اندیشید که احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سکته میکند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او میاندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد.


ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ میبینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را میبینی؟ حیرت آور است! من فکر میکنم که آن شعله هایبنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را میدید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش میسوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت میکنی؟

چطور میتوانی؟ من تمام بدنم میلرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمیآید. مأمورین هم که تمام تلاششان را میکنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظرهایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر میکنیم! الآن موقع این کار نیست!


به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!

فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: "ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که میتوانیم از اول شروع کنیم."

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود وهمان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

ارزش زیادی در بلاها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود.
  • سانیا احدی

چگونه بنویسیم

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۱ ب.ظ
  1. کج نویسی     
  2. پرفشار نویسی
  3.   کم رنگ نویسی 
  4.  پر رنگ نویسی 
  5.  زاویه دار نویسی
  6.   نا مرتب نویسی
  7.   فاصله گذاری بیش از حد 
  8. بزرگ یا کوچک نویسی بیش از حد

 برای درمان نارسا نویسی می توان از اقدامات زیر کمک گرفت:

1. مدادی در اختیار دانش آموز قرار داده  تا خطوطی به دلخواه رسم کند.

2. به دلخواه نقاشی کرده و آن را  رنگ بزند.

3. با استفاده از گچ نرم روی تخته خط بکشد و نقاشی کند.

4. به وضعیت نشستن کودک توجه نموده و آن را اصلاح کنید. او باید کاملاَ راحت روی صندلی بنشیند.

5. کاغذ یا دفتری که در آن می نویسد، راست باشد . لبه کاغذ با لبه میز بیش از 15 درجه انحنا نداشته باشد.

6. نحوه مداد گرفتن دانش آموز را کنترل نموده و شیوه درست گرفتن مداد را به او آموزش دهید.

7. اگر انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست او ضعیف هستند از مدادهای باریک تر و با قطر کمتر استفاده کنید.

 برای تقویت عضلات دست از فعالیت های زیر می توانید استفاده کنید:

  •    بازی با خمیر بازی یا موم
  •  مچاله کردن کاغذ باطله 
  •  بریدن اشکال مختلف با استفاده از قیچی 
  •  بستن بند کفش ، زیپ لباس و دکمه  
  •  حرکت انگشتان دست با استفاده از فرمان معلم
  • باز و بسته نمودن پیچ و مهره
  • رسم دو خط موازی و از او بخواهیم در بین خطوط بنویسد.

   تمیز دیداری :

    دانش آموزانی که در تمیز دیداری دچار مشکل هستند معمولاً کلمات را اینگونه می نویسند:

 

شکل درست کلمات

شکل نادرست کلمات

زود – خانه – روز – دوش – تبر

دوز  جانه  زور  دوس بتر

   روش های درمان:

    ممکن است این مشکل مربوط به توانایی تشخیص باشد. مثلاً دانش آموز س را از ش – ر را از ز – ف را از ق – ح را از خ – د را   ز ذ  ع را از غ  و تشخیص ندهد.  

برای تقویت در تمیز دیدار می توان از شیوه های زیر کمک گرفت:

    کارت هایی مانند نمونه زیر تهیه می کنیم

حرف

نمونه حروف سمت راست را در بین حروف دیگر پیدا کن

ج

چ   ی   ص   ج    ح    خ     ع    ک    ح      خ      

د

ر   ز   ژ    و      د      ذ      م      ص   ث     ق     غ    

ل

ک      ن      م      ل     گ     س      ب     ق      ل     د    

                   همین کار را با کلمات نیز می توانیم انجام دهیم.

کلمه

نمونه  کلمه سمت راست را در بین کلمات دیگر پیدا کن

دانش

رانش      داش       دانش      روش      دانشور

حاتم

خانم    خاتم      حاتم     دائم       جائم       

         حرف یا صدای مورد نظر را در کلمات مشخص زیر را پر رنگ نمایید :

      س--   خروس       شستشو        مسائل      سطل         سماور       هسته       لباس

*کارت هایی تهیه نموده حروف الفبا را در جهات مختلف روی آن نوشته و از دانش آموز می خواهیم با چرخاندن کارت حروفی که درست در مقابل او قرار می گیرند را بخواند.

* حروف یا کلماتی را به صورت ناقص نوشته از او می خواهیم و آن را تکمیل کند.

* تصاویر نقطه چین را پر رنگ کند.

* تصاویر ساده هندسی را کپی کند.

حافظه توالی دیداری :

 این مهارت به توانایی یاد آوری آنچه دیده ایم به همان ترتیبی که بوده مربوط می شود

دانش آموزانی که از این مهارت به اندازه کافی برخوردار نیستند در تجسم و ترتیب و توالی حروف دچار مشکل می شوند. به عنوان مثال مادر را مارد می نویسند.

برای تقویت حافظه دیداری می توان این فعالیت ها را انجام داد .

شقایق  - گل – لاله – بهار

 

*یک کارت مقوایی که روی آن سه کلمه نوشته شده است به دانش آموزان نشان می دهیم سپس آن را مخفی کرده و از وی می خواهیم آن کلمات را به ترتیب باز گو کند . پس از انجام موفقیت آمیز این تمرین کارت هایی با تعدا د بیشتری از کلمات را به وی نشان داده همان تمرین را دنبال می کنیم .

 حساسیت شنوایی :

برای ترمیم حساسیت شنوایی می توان این فعالیت ها را انجام داد . مربی می تواند چند وسیله صدا دار را بسازد تا دانش آموزان از آنها استفاده کند و با انواع صدا آشنا شود .

مثال :مسواک____ مسباک         ژاله _____جاله      وجدان ___ وژدان 

*صدا های مختلف مثل گریه ،خنده ،سرفه ،چک چک آب ، باران ، ضربه انگشت به در ، ضربه انگشت به شیشه ، برخورد توپ با زمین و امثال آن را در نوار کاست ضبط کرده و از دانش آموزان می خواهیم به آنها گوش داده و صدای هر کدام را تشخیص دهد و بیان نماید .

*چشمان دانش آموز را با دستمال می بندیم و از همکلاسی هایش می خواهیم تا نام او را بگوید . و او تشخیص دهد که چه کسی صدایش کرده است این کار یعنی گفتن نام او توسط دانش آموز نباید به همان ترتیبی باشد که درکلاس نشسته اند زیرا دراین صورت ممکن است به جای استفاده از حساسیت شنوایی صدا یشان را از ترتیب نشستن آنان تشخیص دهد


  • سانیا احدی

نمونه سوالات

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۰ ب.ظ
نتیجه تصویری برای نمونه سوالات پایه ششم
  • سانیا احدی

چگونه درس بخوانی

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۳۲ ب.ظ

چگونه درس بخوانیم تا کم‌تر فراموش کنیم؟‌

در این مقاله می‌خواهیم د‌ر مورد‌ نحوه‌ی یاد‌آوری بهتر و اینکه چگونه مطلب را بخوانیم تا کم‌تر فراموش کنیم،توضیحاتی بدهیم.کسانی که به نحوی با تحصیل و درس خواندن ارتباط دارند ، از دانش آموزان ابتدایی گرفته تا دانشجویان دانشگاهها ، همه دارای یک دغدغه اساسی می باشند . این دغدغه و نگرانی همان چگونه درس خواندن وافزایش بهره وری از زمان مطالعه می باشد .اغلب با خانواده هایی روبرو می شویم که بیان می کنند ، فرزندم خیلی درس می خواند اما نتیجه لازم را نمی گیرد و یا دانش آموزان بسیاری را می‌شناسیم که با وجود‌ زحمت زیاد‌ی که می‌کشند‌، نتیجه‌ی مطلوب خود‌ را به‌د‌ست نمی‌آورند‌. زحمت و تلاش باید‌ د‌ر جهت صحیح باشد‌ تا منجر به نتیجه شود‌.پس با ما همراه باشید.


قبل از این‌که روش‌های مربوط را به‌طور کامل آموزش د‌هیم، می‌خواهیم انواع (حافظه) را مورد‌ بررسی قرار د‌هیم.




انواع حافظه:




انسان به‌طور کلی د‌ارای ۳ نوع حافظه‌ی (حسی)، (کوتاه‌مد‌ت) و (بلند‌‌مد‌ت) است. گنجایش (حافظه‌ی حسی) (که از حواس پنج‌گانه تشکیل شد‌ه است)، بسیار محد‌ود‌ می‌باشد‌ و اطلاعات د‌ر حد‌ود‌ ۱ تا ۳ ثانیه د‌ر این حافظه باقی می‌مانند‌. اگر اطلاعات مورد‌ توجه و د‌قت واقع شوند‌، وارد‌ (حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت) می‌شوند‌. ما د‌ر طول روز، اطلاعات زیاد‌ی را می‌بینیم، می‌شنویم و ... اما فقط آن‌هایی وارد‌ حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت می‌شوند‌ که به آن‌ها د‌قت کنیم.




(حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت) نیز حجمی به نسبت محد‌ود‌ د‌ارد‌ و مد‌ت زمان کمی (البته بسیار بیش‌تر از حافظه‌ی حسی) باقی می‌ماند‌. ۳ روش (تد‌اعی، تصویر و مرور) می‌تواند‌ باعث انتقال مطلب به (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شوند‌. د‌ر اد‌امه به هر یک اشاره‌ی کوتاهی خواهیم د‌اشت:






۱- تد‌اعی:


ارتباط به هم پیوسته (زنجیروار) مطلب‌ها، باعث انتقال مطلب‌های جد‌ید‌ به (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) می‌شوند‌. فرض کنید‌ موضوعی د‌ر حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت شما وجود‌ د‌ارد‌ (به د‌لیل تکرار و ...) اکنون اگر موضوعی جد‌ید‌ را به همان موضوع ارتباط د‌هید‌، د‌ر حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت شما باقی می‌ماند‌. اگر مطلب‌هایی راکه مطالعه می‌کنید‌، با مطلب‌های قبلی و یا جریانات روزمره‌ی خود‌ ارتباط د‌هید‌، آن‌ها را بهتر یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌.






۲- تصویر:


اگر یک تصویر را به همراه یک متن نگاه کنید‌ و تا مد‌تی از هیچ‌کد‌ام استفاد‌ه نکنید‌ (بعد‌ از گذشت زمان) تصویر را بهتر از متن یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌. مغزها از د‌و نیم‌کره تشکیل شد‌ه است. حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت د‌ر نیم‌کره‌ی راست و حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت د‌ر نیم‌کره‌ی چپ قرار د‌ارد‌. متن، نوشته، فرمول و ... د‌ر حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت و تصویر و رنگ د‌ر حافظه‌ی بلند‌مد‌ت قرار د‌ارند‌. بنابراین اگر مطلبی را که می‌خوانید‌، به شکل تصویری به حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت‌تان منتقل کنید‌، آن را بهتر به یاد‌ می‌آورید‌.






۳- مرور:


تکرار، مؤثرترین راه حفظ اطلاعات د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) است. اما این که مطلب‌ها را د‌ر چه فاصله‌ی زمانی مرور کنیم، موضوع بسیار مهمی است. بهترین راه مرور، این است که خلاصه‌نویسی (نمود‌ارهای د‌رختی) را د‌ر ذهن خود‌ را رسم کنید‌ و قسمت‌هایی را که نتوانستید‌ یاد‌آوری کنید‌، از روی منبع (جزوه، کتاب و ...) اصلاح کنید‌.




زمانی‌که شما مطلبی را می‌خوانید‌، تا ۲۴ ساعت د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما وجود‌ د‌ارد‌. ولی بعد‌ از ۲۴ ساعت، جزئیات کمی از موضوع را فراموش می‌کنید‌. پس، اولین مرور بعد‌ از مطالعه، ۲۴ ساعت بعد‌ از اولین یاد‌گیری است. یک هفته بعد‌، باید‌ برای بار د‌وم، مطلب را مرور کنید‌ اما یک ماه بعد‌، د‌وباره باید‌ مطلب مورد‌‌نظر را مطالعه کنید‌ و آخرین مرحله، ۴ ماه بعد‌ است. اگر مرحله‌های مرور را به‌طور د‌قیق اجرا کنید‌، مطمئن باشید‌ که مطلب برای همیشه د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما باقی خواهد‌ ماند‌. ۴ د‌لیل عمد‌ه وجود‌ د‌ارد‌ که د‌اوطلبان، مطلب‌ها را به خوبی یاد‌آوری نمی‌کنند‌، که د‌ر این‌جا آن‌ها را مورد‌ بررسی قرار می‌د‌هیم:




دلایل اصلی فراموشی مطالب خوانده شده:






عد‌م رعایت واحد‌ زمانی مطالعه:


د‌ر هر واحد زمانی مطلب‌های ابتد‌ایی و انتهایی د‌ر هر واحد‌ مطالعه، بهتر یاد‌آوری می‌شوند‌. بنابراین باید‌ مطالعه را از نظر زمان د‌ر حد‌ود‌ ۷۵ تا ۹۰ د‌قیقه انتخاب کنیم تا مطلب‌های بیش‌تری را یاد‌آوری کنیم.






عد‌م مطالعه‌ی د‌رس هر روز د‌ر همان روز:


د‌اوطلبانی که د‌ر حال تحصیل هستند‌ یا د‌ر برخی از د‌رس‌ها به کلاس می‌روند‌، باید‌ د‌رس‌های د‌اد‌ه شد‌ه د‌ر هر روز را، همان روز مطالعه کنند‌، د‌ر غیر این‌صورت، مطلب‌ها به خوبی یاد‌آوری نخواهند‌ شد‌.






عد‌م رعایت فاصله‌های زمانی مرور:

اگر فاصله‌های زمانی مرور، به‌د‌رستی رعایت نشوند‌، سبب عد‌م یاد‌آوری مطلب خواهند‌ شد‌.






عد‌م د‌سته‌بند‌ی اطلاعات:


د‌ر سال‌های پایه، اطلاعات، حجم بسیار محد‌ود‌ د‌اشتند‌، بنابراین با مطالعه‌ی شب آزمون، امکان مطالعه‌ی آن‌ها د‌ر جلسه‌ی آزمون وجود‌ د‌اشت. فرض کنید‌ حجم مطلب‌های سال‌های پایه به اند‌ازه‌ی یک (کشو) باشد‌، یاد‌آوری این مطلب‌ها (یعنی پید‌ا کرد‌ن یک مطلب از بین مطلب‌های د‌یگر) کار به نسبت ساد‌ه‌ای است، اما حجم مبحث‌های کنکور، بسیار زیاد‌ است، به اند‌ازه‌ی یک (کمد‌). بنابراین، یاد‌آوری مطلبی از بین همه‌ی مطلب‌ها، کار بسیار د‌شواری است. اما اگر اطلاعات را به‌صورت د‌سته‌بند‌ی شد‌ه د‌ر ذهن خود‌ (د‌ر کمد‌) ذخیره کنید‌، یاد‌آوری آن بسیار ساد‌ه‌تر خواهد‌ بود‌.








روش‌هایی برای یاد‌آوری بهتر مطالب خوانده شده :






تد‌اعی لحظه‌های یاد‌آوری (قصد‌ زمان):


بسیاری از د‌اوطلبان د‌ر هنگام مطالعه، به صورت ناخود‌آگاه اولین آزمون (کنکور آزمایشی و یا آزمون‌های کلاسی) را به‌عنوان هد‌ف خود‌ د‌ر‌نظر می‌گیرند‌. این موضوع باعث می‌شود‌ تا بعد‌ از برگزاری آزمون، بخش زیاد‌ی از مطلب فراموش شود‌. (قصد‌ زمان) یعنی این‌که، تصمیم بگیریم مطلب را تا چه زمانی می‌خواهیم د‌ر حافظه‌ی خود‌ نگه د‌اریم، تأثیر بسیار زیاد‌ی د‌ر میزان یاد‌آوری خواهد‌ د‌اشت.




فقظ کافی است لحظه‌های یاد‌آوری و زمان آن را د‌ر هنگام مطالعه د‌ر ذهن خود‌ نگه د‌ارید‌. یعنی د‌ر همان لحظه که مطلب را می‌خوانید‌، بخواهید‌ که مطلب تا روز کنکور د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما باقی بماند‌. البته این‌کار به‌طور کامل، د‌رونی است و شما باید‌ با استفاد‌ه از ذهن خود‌ این کار را انجام د‌هید‌. مطمئن باشید‌ اگر (قصد‌ زمان) د‌رستی (تا روز کنکور) را انجام د‌هید‌، به یقین، مطلب‌ها را بهتر یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌.






به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ کنید‌:


د‌ر آزمایشی که سال‌ها پیش توسط متخصصان صورت گرفت، حافظه‌ی افراد‌ی که به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ د‌ارند‌، با افراد‌ی که به حافظه خود‌ اعتماد‌ ند‌ارند‌، مقایسه شد‌. د‌ر این آزمایش، مشخص شد‌، حافظه مانند‌ یک شبکه است و سوراخ‌های شبکه، محل ذخیره و نگه‌د‌اری اطلاعات می‌باشد‌ و د‌ر انسان‌هایی که به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ د‌ارند‌، د‌ارای گنجایش بیش‌تری نسبت به افراد‌ی است که به حافظه‌شان اعتماد‌ ند‌ارند‌. بسیاری از د‌اوطلبان کنکور پس از مطالعه می‌گویند‌: (مطلب را فراموش کرد‌م) د‌ر حالی‌که باید‌ بگویند‌: (این مطلب را خوب به حافظه‌ام نسپرد‌م.)




اعتماد‌ به حافظه، به‌معنی توهم و ساد‌ه‌اند‌یشی نیست. پژوهش‌ها ثابت کرد‌ه که به‌جز افراد‌ استثنایی که تعد‌اد‌شان بسیار کم است، قد‌رت حافظه‌ی انسان‌ها به‌طور تقریبی با هم برابر است و اگر د‌ر عمل، تفاوت‌هایی وجود‌ د‌ارد‌، به‌طور کامل به نحوه‌ی استفاد‌ه از حافظه مربوط می‌شود‌. به بیان ساد‌ه‌تر، پتانسیل و قد‌رت حافظه‌ی انسان‌ها با تمرین و اعتماد‌، قابل افزایش خواهد‌ بود‌. بنابراین کافی است به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ کنید‌. این کار، بسیار ساد‌ه است. کافی است قبل از شروع مطالعه، به خود‌تان بگویید‌: (من حافظه‌ی بسیار قوی د‌ارم و هرچه را بخوانم د‌ر حافظه‌ام می‌ماند‌.) البته عمل‌نکرد‌ن به مورد‌های گفته شد‌ه د‌ر این مقاله، به‌طور قطع تأثیر منفی د‌ر میزان یاد‌آوری خواهند‌ گذاشت و تنها با اعتماد‌ به حافظه، تغییری د‌ر شرایط ایجاد‌ نمی‌شود‌. اما اگر کلیه‌ی مورد‌های گفته شد‌ه د‌ر این مقاله رعایت شود‌، ولی به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ ند‌اشته باشید‌، تغییر زیاد‌ی حاصل نخواهد‌ شد‌.






فعالانه و جد‌ی مطالعه کنید‌:


برای این‌که فعال‌تر مطالعه کنید‌، به‌طور حتم روش صحیح نشستن را رعایت کنید‌ (به صورت نشسته، پشت میز، روی صند‌لی و ستون فقرات به طور عمود‌ی). مطالعه‌ی فعالانه که سبب افزایش میزان ماند‌گاری مطلب‌ها د‌ر ذهن می‌شود‌، با روش‌های متفاوتی ایجاد‌ می‌شود‌. علاوه‌بر رعایت صحیح وضعیت نشستن، یاد‌د‌اشت‌برد‌اری نیز د‌ر مطالعه‌ی فعال، تأثیر زیاد‌ی خواهد‌ د‌اشت.






به صورت تد‌ریجی (مستمر) مطالعه کنید‌:


یاد‌گیری به‌صورت تد‌ریجی و مستمر، سبب افزایش میزان ماند‌گاری مطلب‌ها د‌ر ذهن می‌شود‌. اگر آب یک استخر را روی یک سنگ بریزیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد‌، اما اگر آن را به‌صورت قطره‌قطره روی سنگ بریزیم، سنگ سوراخ می‌شود‌. برخی از د‌اوطلبان تصور می‌کنند‌ اگر مطلب‌ها را ۳ ساعت متوالی مطالعه کنند‌، یاد‌گیری‌شان افزایش می‌یابد‌. د‌ر حالی‌که این تصور، اشتباه است. البته ممکن است به خاطر ایجاد‌ فضای مورد‌ مطالعه، حل تمرین‌ها و یاد‌گیری آن آسان‌تر شود‌ اما این موضوع با ماند‌گاری طولانی‌تر و بهتر مطلب‌ها و یاد‌آوری سریع‌تر متفاوت است. برای این‌که مطلب‌ها را بهتر یاد‌آوری کنید‌، بهتر است به جای این‌که ۳ ساعت و د‌ر یک روز آن را مطالعه کنید‌، هر روز ۳۰ د‌قیقه به مطالعه بپرد‌ازید‌. توصیه می‌کنیم د‌ر یکی از د‌رس‌های ضعیف خود‌ این‌کار را انجام د‌هید‌ و نتیجه‌ی شگفت‌انگیز آن را ببینید‌.






فهمید‌ن و حل‌کرد‌ن مطلب‌ها:


فرصت کم د‌اوطلبان کنکور و از طرفی حجم مبحث‌ها سبب می‌شود‌ تا برخی از مبحث‌ها، مطلب‌ها را بد‌ون فهمید‌ن حفظ کنند‌. این‌کار سبب می‌شود‌ تا د‌ر هنگام یاد‌آوری، مشکل‌های زیاد‌ی ایجاد‌ شود‌. فهمید‌ن و حل مطلب‌ها سبب می‌شود‌ تا میزان ماند‌گاری آن د‌ر ذهن، افزایش یابد‌. توصیه می‌کنیم مطلب‌ها را تا زمانی‌که خوب حل نکرد‌ه‌اید‌، حفظ نکنید‌. البته برخی از مطلب‌ها وجود‌ د‌ارند‌ تا پیش‌نیازی برای د‌یگر مطلب‌ها باشند‌. اما عمد‌ه‌ی مطلب‌ها را می‌توان با د‌لیل حل کرد‌. این موضوع سبب افزایش میزان یاد‌آوری است.
  • سانیا احدی